ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٨٤ - ٣ - پيمان ابلاغ رسالت
تار مى سازد . مسلم است كه پيامبران در رسانيدن حقايق وحى شده به مردم ، بايستى بهمه گونه گذشت و فداكارى تن در دهند .
در حقيقت وضع حياتى يك پيامبر چنين است كه زندگى خود را بر مبناى رسالت تلقى كند . او در عين حال كه يكى از انسانها است و داراى زندگى طبيعى است ، واسطهء كاملا امين براى ابلاغ رسالت از طرف خداوند متعال است .
شايد بتوان گفت كه : سختترين فداكارى را كه بايستى در پيمان با خدا بپذيرد ، دخالت ندادن خودخواهى در امر رسالت است . در آيهء زير دقت شود : ( وَإِنْ كادُوا لَيَفْتِنُونَكَ عَنِ الَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ لِتَفْتَرِيَ عَلَيْنا غَيْرَه وَإِذاً لَاتَّخَذُوكَ خَلِيلًا . وَلَوْ لا أَنْ ثَبَّتْناكَ لَقَدْ كِدْتَ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئاً قَلِيلًا . إِذاً لأَذَقْناكَ ضِعْفَ الْحَياةِ وَضِعْفَ الْمَماتِ ثُمَّ لا تَجِدُ لَكَ عَلَيْنا نَصِيراً ) [١] .
( آن تبهكاران مى خواهند در آنچه كه بتو وحى كردهايم ، ترا متزلزل سازند ، تا غير از آن را كه بتو وحى كردهايم بما افتراء بگويى . در اين صورت ترا براى خويشتن دوست اتخاذ مى كردند . و اگر ما ترا تثبيت نمى كرديم نزديك بود كه اندكى به آنان تكيه كنى . اگر تمايلى به آنان نشان مى دادى دو برابر [ عذاب ] زندگى و مرگ گنهكاران را بتو مى چشانديم ، ديگر از ما يارى براى خود نمى يافتى ) .
مسلم است كه پيامبر اكرم ( ص ) از ميل به خواستههاى مشركين و كفار و تكيه به آنان ، بكلى پاك و منزه بوده است و آيات متعددى آن بزرگوار را از اين گونه اميال نهى نموده است و او را بداشتن خوددارى از آلودگى ياد نموده است .
بنا بر اين مقصود از آيهء مورد بحث ، هشدار جدّى به آن پيمانى است كه پيامبر در امر رسالت با خدا بسته و پذيرفته است كه آنچه را كه باو وحى شده است ، بدون اندك تغييرى بانسانها ابلاغ نمايد .
داستانى را در مورد نزول آيهء فوق نقل كردهاند كه « گروهى از بزرگان عرب پيش پيامبر آمده و تقاضا كردند كه تو از بدگوئى و اهانت به خدايان و
[١] الاسرى آيهء ٧٣ تا ٧٥ .