ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٥١ - دوگانه پرستى ( ثنويت ) و سه گانه پرستى ( تثليث )
توحيد حقيقى هم سازگار نيست ، زيرا اگر مقصود جلوهء عظمت الهى است ، همهء انسانها مخصوصا پيامبران و اولياء اللَّه جلوه هائى از عظمت الهى هستند ، نه جلوهء حقيقت و ذات خداوندى . چون هيچ موجودى استعداد آن را ندارد كه بتواند ذات الهى را نشان بدهد .
٣ - گفته شده است اقنوم مسيح مشتق است از اقنوم ربّ كه اقنوم وجود است . اگر اشتقاق بمعناى تجزيه باشد ، يعنى وجود عيسى ( ع ) از وجود خدا تجزيه شده است ، اين عقيده هم مانند نظريهء يكم ، نه تنها با توحيد سازش ندارد ، بلكه تجزيه شدن خدا را كه مفهوم خداوندى را منفى مى سازد ، نتيجه مى دهد . و اگر منظور از اشتقاق حلول است ، يعنى همهء موجوديت خدا و يا بعضى از آن ، در عيسى ( ع ) حلول كرده است ، باز مخالف يگانه پرستى ميباشد ، زيرا اگر همهء خدا كلا در عيسى حلول نموده يا در او تجسّم يافته است ، چگونه امكان دارد بىنهايت واقعى در يك موجود محدود حلول نمايد و يا تجسم پيدا كند و اگر منظور اينست كه بعضى از موجوديت خدا در عيسى حلول و يا در او تجسم يافته است ، اين همان تجزيه در ذات احديت است كه با مفهوم خداوندى سازگار نمى باشد . اين اشكالات و ابهامها باعث شده است كه علماى مسيحيّت بگويند : موضوع تثليث ما فوق عقول آدميان است . در قرآن مجيد وجود حضرت مسيح عليه السلام با عاليترين بيان توضيح داده شده و كسانى كه آن پيامبر برگزيده را شريك در الوهيت يا جايگاه حلول و تجسم خداوندى قرار دادهاند ، توبيخ شديد شدهاند . از آن جمله : ( لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قالُوا إِنَّ الله ثالِثُ ثَلاثَةٍ وَما مِنْ إِله إِلَّا إِله واحِدٌ وَإِنْ لَمْ يَنْتَهُوا عَمَّا يَقُولُونَ لَيَمَسَّنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ ) [١] .
( كسانى كه گفتند : خداوند سوم سه موجود است ، قطعا كفر ورزيدند ، خدايى جز خداوند يگانه وجود ندارد و اگر اينان از گفتارشان خوددارى نكنند ، به آنان كه از مسيحيان كفر ورزيدهاند ، عذاب دردناكى خواهد رسيد ) .
[١] المائدة آيهء ٧٣ .