ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٨٣ - چه كاشتند و چه درو كردند
دو موجود مثل هم تلقى مى كردند . اين همان سنت سطحنگرى ديرينهء آدمى است كه :
< شعر > آه آه از دست صرّافان گوهر ناشناس هر زمان خرمهره را با درّ برابر ميكنند < / شعر > حافظ هيچ سدّى در مسير تكامل يك اجتماع محكمتر از اين مقايسهء نابكارانه نيست كه سازندگان جامعه با ساخته شده گان محيطهاى محدود يكى شمرده شوند و انسانهاى پيروز بر زمان با انساننماهاى مغلوب زمان در يك ديدگاه قرار بگيرند درست است كه در دوران هر يك از أئمهء معصومين افراد معدودى وجود داشتند كه درّها را را از خرمهرهها تشخيص داده و تفكيك مى كردند .
امثال ابو ذرها و مالك اشترها و عمار بن ياسرها با تمام خلوص و صفاى درونى ، پيرامون آن پيشتازان كاروان الهى را مى گرفتند ، ولى اكثريتهاى چشمگير كه آلات و ابزار ناخودآگاه « خود طبيعى » و عوامل ساقط كنندهء محيط و اجتماع بودند ، آنان را از ديدگاه خود مى نگريستند .
يكى از دلايل قاطعانه اى كه عظمت و برترى أئمهء معصومين را بر تمام انسانها اثبات مى كند ، اينست كه مجهول ماندن امتيازات الهى آنان و بىاعتنايى مردم به مقام رهبريشان ، موجب نشد كه مانند بىگنجايشهاى زود شكن به اولاد آدم بدبين شوند و حالت منفى به خود بگيرند و در صورت امكان در صدد انتقامجويى برآيند .
يك متفكر انسانشناس مى گويد : اگر امور و شئون اجتماعى آن دوران و وضع روانى انسانهاى آن زمان را در نظر بگيريم و عظمت شخصيت على بن ابي طالب عليه السلام را بطور دقيق درك كنيم ، بايد بگوئيم : على بن ابي طالب در آن دوران و جامعه هر روز چند بار كشته مى شد و زنده مى گشت ، ناهموارى محيط و اجتماع ، فقدان الگوهاى صحيح براى واقعيات و جريانات عمومى افراد روى « خودمحورىها » ، هر لحظه تصادم جدّى با حيات هدفدار على داشته است .
با اين حال على ( ع ) زندگى مى كند و اندك سستى در تكاپوى او راه پيدا نمى كند