ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٦٢ - فلسفهء مطلع ساختن فرشتگان از آفرينش آدم چه بوده است
يا در مصلحت بودن و ساير شئون موضوع جهل و ترديدى داشته باشد و بخواهد از انديشه و تجربيات ديگران بهره بردارى نمايد ، در صورتى كه خداوند سبحان بهمهء امور دانا است و هيچ يك از اجزاء عالم هستى و شئون آن از او مخفى نيست . به همين جهت است كه مى گوئيم : در ابيات جلال الدين مولوى در اين مسئله تناقضى ديده مى شود ، زيرا در خاصيت و يا هدف مشورت مى گويد :
< شعر > مشورت ادراك و هشيارى دهد عقلها مر عقل را يارى دهد < / شعر > و در مسئلهء خلقت آدم در آيهء مورد بحث چنين مى گويد :
< شعر > مشورت مى رفت در ايجاد خلق جانشان در بحر قدرت تا به حلق < / شعر > مگر اين كه بگوئيم : مقصود مولوى از مشورت گفتگوى محض ميان خدا و فرشتگان بوده است .
فلسفهء مطلع ساختن فرشتگان از آفرينش آدم چه بوده است ممكن است اين سؤال مطرح شود كه خداوند چه نيازى داشت كه مشيت خود را به فرشتگان در بارهء آفرينش آدم ابراز نمايد و گاهى سؤال مزبور اين طور مطرح مى گردد كه مطلع ساختن فرشتگان در اين مورد شبيه به اين است كه خداوند مانند انسانها بيكار نشسته بود ، ناگهان به فكرش مى رسد كه آدم را بيافريند و ميل پيدا مى كند كه فكرش را با ديگران در ميان بگذارد پاسخ هر دو سؤال اينست كه فرشتگان پيش از خلقت آدم ، موجوداتى بودند كه در نهايت پاكى و قدس در عالم ملكوت در حال تسبيح و تقديس خداوندى بسر مى برند و گمان مى كردند كه عالم هستى همان است كه آنان در آن غوطه ورند و عاليترين امتيازاتى را كه خدا مى تواند به جز خود عنايت كند ، همان است كه به آنان داده است .
خداوند با اطَّلاعى كه به فرشتگان مى دهد ، مى خواهد به آنان بگويد كه حادثهء بسيار با عظمتى در حال تكوين است و اين حادثه عبارت است از به وجود آمدن موجودى بنام « آدم » كه داراى امتيازات عالىتر از امتيازات فرشتگان مى باشد .
و با اين هشدار فرشتگان را آمادهء سجده به آدم مى نمايد .