ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٠٨ - قرآن و راه درك اعجاز آن
را آن طورى كه مطلوب است ، بسازد ، يا مديريت آن را در شكلى بپذيرد كه مطلوب او است . و بعبارتى كلىتر هدف حيات خود را در آن « خود » تجسم مى بخشد .
اينست آن اندوختن كه آدمى را در گرو خويش قرار مى دهد .
٧ - آدمى در حال اعتدال روانى هر چه مى كوشد تبهكارى و محروميت از آرمانهاى انسانى خود را بگردن ديگران يا بگردن طبيعت بياندازد ، بقول ويكتور هوگو : لبخند مى زند ، ولى شادمانى وجدانى ندارد ، لذا چه بخواهد و چه نخواهد مضمون ابيات زير هشدار جدّى به او مى دهد :
< شعر > نكوهش مكن چرخ نيلوفرى را برون كن ز سر باد خيره سرى را برى دان ز افعال چرخ برين را نكوهش نشايد ز دانش برى را چو تو خود كنى اختر خويش را بد مدار از فلك چشم نيك اخترى را بسوزند برگ درختان بىبر سزا خود همين است مر بىبرى را < / شعر > ناصر خسرو قباديانى ٨ - هيچ يك از فلسفههاى تاريخ و هيچ روش تحليل روانى يا روشهاى انسانشناسى نمى تواند درك اين اصيلترين واقعيت « من هستم » فرد و جامعه را در جريانات معمولى و منطقى ، منكر شود و همه مى دانيم كه كوشش اساسى و تمركز قواى دماغى يك محقق در تحليل و بررسى انسان در هر قلمرو زندگى كه باشد ، متوجه « خود » « من » آن انسان است كه مورد تحقيق قرار گرفته است .
اگر محقق توانست وضع و موقعيت واقعى انسان مورد بررسى خود را كشف كند ، نود درصد كار خود را انجام داده است ، ده درصد ديگر را مى تواند بدون زحمت زياد درك و دريافت نمايد .
و بالعكس ، مادامى كه محقق از كشف جوهر و پديدههاى بنيادين « من » انسان ناتوان بوده باشد ، هر اندازه هم كه معلومات او در بارهء عوامل بيرون از « من » مفروض فراوان بوده باشد ، نخواهد توانست نظر قاطعانه اى را در بارهء او ابراز نمايد .