ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٧ - بنياد تصديق انسانهاى معمولى ، عقايد پيشساخته است
در تصديقهايى كه صورت مى گيرد ، اثر قطعى ايجاد ميكند ، بهمين جهت است كه نمى توان تصديق انسانهاى معمولى را داراى ارزش مرحلهء چهارم تلقى نمود . غالبا چنين است كه قضايا در همان مرحلهء اول و دوم مورد اعتقاد مردم قرار مى گيرد و تصديق بوجود مى آيد . اين ضعف اسفانگيز است كه مردم معمولى را در طول تاريخ در مجراى وسيله بودن حركت داده است . يك شاعر زبردست اين مضمون را چنين گفته است :
< شعر > از پى ردّ و قبول عامّه خود را خر مساز ز ان كه نبود كار عامى جز خرى يا خرخرى گاو را باور كنند اندر خدايى عاميان نوح را باور ندارند از پى پيغمبرى < / شعر > در حقيقت تصديقهاى واقعى از مختصات اقليّتها است كه اكثريتها را بدنبال خود مى كشند .
اين اقليتها اگر انسانهاى رشد يافته و داراى وجدان انسانى باشند ، از تحميل عقايد شخصى خود به اكثريتها مى پرهيزند و وظيفهء خود را نشان دادن طرق عقايد و تصديقهاى صحيح براى مردم مى دانند و اگر آنان انسانى جز خود سراغ نداشته باشند ، خواستههاى خود را بصورت عناصر بنيادين زندگى اكثريت در آورده ، از توجه به قضايا و بدست آوردن تصديق واقعى محرومشان مى سازند .
١٤ - و كمال التّصديق به توحيده ( غايت تصديق او ، توحيد او است ) اگر بتوانيم از مراحل سه گانهء ابتدايى تصديق عبور كرده گام به مرحلهء چهارم آن بگذاريم ، بدون ترديد از اقسام گوناگون شركها رها شده و به توحيد او نائل مى گرديم .
در مبحث پيشين اين حقيقت را دريافتيم كه براى تصديق واقعى يك قضيّه به روشنايىها و معلومات فراوانى نيازمنديم ، مخصوصا در مواردى كه واحدهاى تركيبكنندهء قضيّه عالى و با اهميت بوده باشد . قضيهء مورد تفسير عبارت است