ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٨٩ - ابداع بىسابقه
در جريانند ، اين ذرات گاهى خاصيت موجى از خود نشان مى دهند و گاهى خاصيت جرمى و جرم هم مبدل به انرژىهاى گوناگون مى شود .
علم در اين جريان مداوم غير از همين ذرّات و ميدانهايى كه آنها را در بر گرفته است ، يك حقيقت واقعى بنام هيولى يا حامل عمومى آن رويدادها و يا مادهء مطلق كه مانند جويبار ، برگها و خس و خاشاك صورتها را بر خود حمل كند ، بهيچ وجه سراغ نمى دهد ، حتى اثرى هم نمودار نمى كند كه دليلى بر وجود آن مفاهيم عمومى بوده باشد . هر يكى از واقعيات طبيعت را كه بخواهيم تجزيه كنيم ، هرگز به يك حقيقت عينى بعنوان هيولى يا حامل عمومى و مادهء مطلق نخواهيم رسيد ، چنانكه هر موجودى را هم چه در پرشتابترين حركت باشد چه در كندترين حركت ، تجزيه كنيم ، به عنصر مستقلى بنام زمان نخواهيم رسيد . آنچه كه وجود عينى دارد : اجزاء و رويدادهايى در حال جريان است ، اين ما انسانها هستيم كه زمان و هيولى و ماده را بعنوان يك واحد مستمر و در بردارندهء رويدادها و صور فرض مى كنيم . بنظر مى رسد كه اعتقاد به واقعيت اين حقايق عمومى يكى از حساسترين موارد اختلاط بازيگرى و تماشاگرى ما در نمايشنامهء بزرگ عالم هستى بوده باشد .
شايد بهمين علت است كه يكى از مشهورترين اساتيد فيزيك قرن معاصر به يكى از دانشجويان فيزيك گفته بود : تو يك رساله تنها در تعريف مسئله فيزيك بنويس ، براى صاحبنظر بودن تو كفايت خواهد كرد .
اين مطلب كه اشاره به همين اختلاط بازيگرى و تماشاگرى است ، يكى از دلايل بسيار روشنى است كه ذهنى بودن حقايق مزبور را اثبات مى كند ، اينست كه در ميان اثبات كنندگان آنها ، اين نزاع تند و دامنه دار بوجود آمده است كه اين حقيقت عمومى يك واقعيت متعين و مشخص است يا كلى اگر متعين و مشخص است ، چگونه مى تواند از تعين خود دست برداشته ، ميليونها صور و رويدادهاى متنوع و متضاد را بپذيرد و اگر كلى است ، بدان جهت كه كلى يك مفهوم ساختهء ذهن است ، چگونه مى تواند حامل و مادهء صور و رويدادهاى عينى بوده باشد اين معمّا هم