ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣١ - آفرينش هستى با قدرت و اختيار
اوصاف جلال و جمالش فوق زمان است . چنانكه در مباحث مربوط به زمان ثابت شده است ، زمان عبارت است از احساس كششى كه از حركت موجودات طبيعى عينى در ذهن آدمى بوجود مى آيد .
در حقيقت زمان حقيقتى است محصول دو قطب عينى و ذهنى ، لذا اگر يكى از اين دو قطب منفى شود ، موضوع زمان نيز منفى مى گردد . پس اگر جهان طبيعت عينى كه اعم از حركت موجودات در طبيعت و اجزاى انسان ميباشد ، وجود نداشته باشد ، يا انسانى نباشد كه با ذهنش كششى براى رويدادها يكى پس از ديگرى درك نمايد ، زمانى مطرح نخواهد بود . [ اگر چه خود حركات عينى با قطع نظر از ذهن آدمى واقعيتى است براى خود ] و چون اوصاف الهى از مجراى ثقل و بعد فضايى و حركت و تحول طبيعت و ذهن زمانسنج آدمى بالاتر است ، لذا پديدهء زمان نمى تواند اوصاف الهى را در مجراى كشش و امتداد قرار بدهد .
٩ ، ١٠ ، ١١ - فطر الخلائق بقدرته و نشر الرّياح برحمته و وتّد بالصّخور ميدان ارضه [١] ( با قدرت متعالىاش ، به مخلوقات هستى بخشيد و بادهاى جانفزا برحمتش وزيدن گرفت و حركات مضطرب زمين را با نصب كوههاى سربرافراشته تعديل فرمود ) .
آفرينش هستى با قدرت و اختيار در آفريدن عالم هستى هيچ عامل جبرى ، انگيزه اى براى او نبوده و خود از هر گونه استمداد و مساعدتى بىنياز بوده است . عظمت جهان هستى بهر اندازه و كيفيت هم كه خيره كننده باشد به همان اندازه در برابر قدرت الهى مطرح است كه يك تصور ناچيز در برابر فعاليتهاى بيكران مغز و روح انسانى .
آيا چنين نيست كه موجى از انديشهء آدمى مى تواند جهانى را دگرگون كند موجى از انديشه در مقابل دگرگون شدن جهان ، از آن جهت بنظر ناچيز مى آيد كه مغز ما همواره بزرگىها و عظمتها را با مقياسات كمّى و كيفى در حدود دانستهها و خواستههاى خود مى سنجد . اگر بشر با چشم خويش محصولات خيره
[١] ( قالَ بَلْ رَبُّكُمْ رَبُّ السَّماواتِ وَالأَرْضِ الَّذِي فَطَرَهُنَّ ) - الانبياء آيه ٥٦ ( وَهُوَ الَّذِي يُرْسِلُ الرِّياحَ بُشْراً بَيْنَ يَدَيْ رَحْمَتِه ) - الاعراف آيه ٥٧ ( وَالْجِبالَ أَوْتاداً ) النباء آيه ٧ .