ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٤١ - موضوع خدايان و بتپرستى
سه - نوع آبى .
چهار - « جنسى كه با پاهايش راه مى رود » همان مأخذ ص ٢٣٥ فصل دهم .
دليل دوم - قبيلهء نزار از عرب در عين بتپرستى ، به خداى بزرگ معتقد بوده و در موقع بجا آوردن اعمال مكه ، خداى بزرگ را اولا و بت خود را ثانيا بعنوان شريك كوچك متذكر مى شدند .
دليل سوم - موقعى كه اوس بن حجر سوگند مى خورد ، جملهء سوگند او چنين است :
< شعر > و باللَّات و العزّى و من دان دينها و باللَّه انّ اللَّه منهنّ اكبر < / شعر > ( سوگند به لات و عزى و به كسى كه به دين آنها گرويده است . و سوگند به خدا ، كه قطعا از آنها با عظمتتر است ) .
درهم بن زيد الاوسى بدين نحو قسم ياد ميكند :
< شعر > انّى و ربّ العزّى السّعيدة و اللَّه الَّذي دون بيته سرف < / شعر > ( بطور قطع ، من سوگند مى خورم به خداى عزى خوشبخت و خدائى كه پيرامون بيتش ازدحام و غوغا است ) [١] .
دليل چهارم - در نامه اى كه ابو سفيان از روى تهديد به پيامبر اسلام نوشته است ، تبرك بنام خدا و سوگند به بتها ديده مى شود : « باسمك اللَّهمّ ، فانّى احلف باللَّات و العزّى و اساف و نائلة و هبل » ( بنام تو اى خدا ، من سوگند مى خورم به لات و عزّى و اساف و نائله و هبل ) [٢] .
دليل پنجم - آن عبارت معروف است كه بتپرستان در بارهء هويت بتها گفتهاند . و آن چنين است :
[١] الاصنام - كلبى ص ١٧ .
[٢] الوثائق السياسية ، دكتر محمد حميد اللَّه ص ٢٦ و ٢٧ نقل از المغازى و اقدى و النزاع و التخاصم بين بنى اميه و بنى هاشم ، مقريزى و انساب الاشراف ، بلاذرى و امتاع الاسماع مقريزى .