ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٧٨ - ٨ - رابطهء عبوديت
او است روشنايى بخش همهء انوار عالم وجود .
آيه اى كه شك و ترديد بعضى اشخاص را در بارهء خدا توبيخ مى كند : ( « قالَتْ رُسُلُهُمْ أَ فِي » ) .
( آيا در بارهء خدا شكى وجود دارد ) .
دليل شدت روشنايى نور خداوندى است .
٤ - مسلم است كه مقصود از نور در آيهء شريفه جنبهء وضوح كامل خداوندى در عالم هستى است كه قابل درك بودن هستى مستند به آن نور است . و اگر بخواهيم نور را بطورى تفسير كنيم كه شامل ذات و همهء اوصاف جلال و جمال خداوندى بوده باشد ، بايستى كلمهء نور را بمعنايى تلقى كنيم كه همهء آن حقايق را در بر بگيرد ، و اين معنا امكانناپذير است ، زيرا : اولا در اين آيه دوبار تذكر داده شده است كه خداوند براى توضيح روشنى هستى خود مثالى را بيان ميكند : ١ - ( « مَثَلُ نُورِه » ) . ٢ - ( « تُؤْتِي أُكُلَها كُلَّ حِينٍ » ) .
ثانيا - نور نمى تواند شامل قدرت و اراده مثلا بوده باشد ، زيرا هيچ سنخيّتى ميان نور و آن قبيل اوصاف وجود ندارد . و اصرار به اين كه كلمهء نور داراى همهء آن معانى است ، احتياج به جعل اصطلاح شخصى دارد .
٥ - تلؤلؤ اين نور از روغن زيتون درخت مبارك زيتونى است كه نه شرقى است و نه غربى ، يعنى از مجراى عامل روشنايىهاى طبيعى و از تأثر از طلوع و غروب بر كنار است .
< شعر > گوشهء بىگوشهء دل شه رهيست تاب لا شرقى و لا غرب از مهيست < / شعر > ٦ - اين روشنايى ذاتى است و احتياجى به تمّاس با آتش ندارد .
٧ - كانون نور چراغى است كه در شيشهء صيقلى و صاف قرار گرفته ، اين شيشه از شدت روشنايى مانند ستارهء بسيار درخشان است .
٨ - اين نور را هر كسى نمى بيند ، بلكه انسانهايى مى توانند آنرا ببينند و در روشنايىاش مسير تكامل را پيش بگيرند ، كه خود را آمادهء مشيت الهى براى ارشاد و هدايت نمودهاند .