ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٠ - بحثى اجمالى در صفات خداوندى
٦ ، ٧ ، ٨ - الَّذي ليس لصفته حدّ محدود و لا نعت موجود و لا وقت معدود و لا اجل ممدود [١] ( صفات ذات پاكش به مقياسات و حدود برنيايد و هيچ ترسيم و تصوير مشخّصش نسازد . اوصاف جلال و جمالش فراسوى زمان است و ماوراى برهههاى معدود و مدّتهاى محدود ) .
بحثى اجمالى در صفات خداوندى براى بيان نامحدود بودن صفات الهى دو دليل مى توان مطرح كرد : دليل يكم - هر حقيقتى كه براى يك ذات صفت محسوب مى شود ، ارزش و عظمت آن حقيقت تابع آن ذات است كه موصوف ناميده مى شود . حركت و تحولى كه صفت انسانى است با ارزشتر و باعظمتتر از حركت و تحولى است كه صفت يك گياه يا يك حيوان و يا موجود جامد است ، زيرا ذات انسانى كاملتر و با عظمتتر از هر سه موجود مزبور است . احساس انسان در برابر احساس يك حيوان همان اندازه عالى است كه انسان در برابر حيوان . دليل اين اصل اساسى آن است كه صفت در حقيقت بيانكنندهء چگونگى ذات است .
گاهى هم صفت يك ذات جنبهء معلولى براى آن دارد ، و چون ميان علت و معلول رابطه اى وجود دارد كه بوسيلهء آن ، توضيحدهندهء يكديگر مى گردند ، قاعده اين است كه صفت تابع موصوف خود باشد .
بدانجهت كه ذات پاك خداوندى داراى عظمت و كمال بىنهايت است .
اوصاف آن ذات پاك هم از جهت عظمت و كمال بىنهايت و نامحدود مى باشد .
دليل دوم - فرض اين كه صفت خداوندى محدود باشد ، اين پندار را در دنبال دارد كه قدرت خداوندى محدود است ، زيرا بروز يك صفت در يك ذات كشف ميكند كه ذات مفروض قدرت دارا بودن آن صفت را داشته است ، حال اگر فرض كنيم مثلا صفت عدالت خداوندى محدود است ، چنين نتيجه مى دهد كه خداوند به بيشتر از آن عدالت محدود قدرتى ندارد ، در صورتى كه قدرت خداوندى نهايتى ندارد .
[١] ( وَلا يُحِيطُونَ بِه عِلْماً ) طه آيه ١٠٩ . ( و آنان احاطهء علمى به او ندارند )