ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٨٤ - يگانهء بىنياز از دمساز
بلكه منظور بيان آن جهت از علم خداوندى است كه متعلق به همهء جزئيات و جريانات عالم هستى پيش از خلقت است ، [ در مقابل بعضى از متفكران كه گفتهاند : خداوند تنها به كليات دانا است لذا مى توان گفت : معناى اين كه بينايى او نيازى به ديدگاه عينى ندارد ، نه تنها پيش از خلقت كائنات قابل ديدن است ، بلكه هم اكنون نيز كه دستگاه خلقت در جريان است ، بينايى خداوندى به آنها مانند ديدن ما نيست كه احتياج ضرورى به ديدگاه داشته باشد ، براى تصور چنين بينايى مى توانيم يكى از اساسى - ترين مختصات وجدان را در نظر بگيريم ، گفته شده است : « چشم وجدان برونى و وجدان چشمدرونى است » وجدان آدمى هم امور و اشكال مادى را مى بيند و هم حقايق غير مادى را و در اين ديدن كه نوعى از علم است ( نه مقدمهء علم ) نيازى به تماسّ و ديدن فعلى آن امور ندارد .
بعضى از متكلمان عقيده مندند كه اسناد سمع و بصر به خداوند متعال ، اسناد قدرت بر آنها است . چنانكه دست به خدا نسبت داده مى شود و مقصود قدرت بر فعاليت است . ولى معنايى كه ما متذكر شديم مناسبتر بنظر مى رسد .
٣٣ - متوحّد اذ لا سكن يستأنس به و لا يستوحش لفقده ( يگانه خداوندى كه نيازى به دمساز نداشته است تا از جدايىاش وحشتى بر او عارض گردد ) .
يگانهء بىنياز از دمساز اين تصور ابتدايى و خام در بارهء خداوند كه او موجودى است بزرگ و اين موجوديتش در مقابل جهان هستى ، يك حقيقت معين است ، اشكالات و تاريكيهاى زيادى را ببار مى آورد . از آن جمله : ١ - خدا پيش از آغاز خلقت در كجا بود ٢ - چه زمانهايى گذشته است تا خدا بناى هستى را نهاده است ٣ - خدا پيش از شروع خلقت چه مى كرد ٤ - چطور شد تصميم گرفت كه آفرينش را بجريان بياندازد ٥ - اكنون چه مى كند ٦ - با چه كسى يا با كدامين موجود مأنوس و دمساز است