ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٨٢ - رابطهء خدا با انسان
نتيجهء كلى رابطهء خدا با انسان و جهان
نتيجهء كلى رابطهء خدا با انسان و جهان چنانكه از مبحث پيشين روشن شد ، رابطهء انسان با خدا بسيار نزديك و بسيار با عظمت است . او كانون نور الهى است كه اگر درخشيدن بگيرد ، هستى را روشن خواهد ساخت . او خليفة اللَّه است ، زيرا داراى نمونه اى از اوصاف خداوندى است .
روحى از عالم امر خداوندى در او دميده شده است . و در بارهء هيچ يك از موجودات اين شايستگى نبوده است كه گنجايش روحى از عالم امر الهى داشته باشد . او مسجود فرشتگان ، آن موجودات والا قرار گرفته است . . . اين امتيازات اثبات ميكند كه اگر آدمى باين عظمتها آگاه شود و درصدد بهره بردارى از آنها برآيد ، يقينا در هدف اعلاى هستى ، و ورود به جاذبهء الهى توفيق خواهد يافت .
رابطهء خدا با جهان هستى چنانكه پيش از اين توضيح داديم عبارت است از : ١ - رابطهء احاطه ٢ - رابطهء قيومى ٣ - رابطهء معيت ٤ - رابطهء خالقيت و صانعيت ٥ - رابطهء مالكيّت مطلقه ٦ - رابطهء حفظ ٧ - رابطهء ربّ و مربوبى ٨ - رابطهء عبوديت ٩ - رابطهء ملكوتى ١٠ - رابطهء نورى .
سه رابطهء ١ و ٢ و ٣ ( معيت و قيومى و احاطه ) منشأ همان رابطه اى است كه امير المؤمنين عليه السلام در جملهء مورد تفسير فرموده است : مع كلّ شيء لا بمقارنة و غير كلّ شيء لا بمزايلة .
( او با همه چيز است بدون پيوستگى و غير از همهء اشياء است ، بدون گسيختگى ) .
٣١ - فاعل لا بمعنى الحركات و الآلة ( اوست سازندهء همهء كائنات بىآنكه خود حركتى كند و ابزارى را وسيلهء كار خود نمايد ) .
بىنياز از حركت و وسيله
بىنياز از حركت و وسيله هيچ موجودى در قلمرو طبيعت بدون حركت و تغيير نمى تواند موقعيت فاعلى ( يا علت و ايجاد كنندهء معلول ) بخود بگيرد . همچنين عنوان معلوليت و ايجاد شدن يك شيء ، بدون حركت و تغيير از موقعيت پيشين قابل تصور نيست ، يعنى چنين است جريان طبيعت كه موضوعات و پديدهها با نظر به نوع حركت و دگرگونى