ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٧٤ - ٧ - رابطهء رب و مربوبى
يك حال و وضع نيستند و اثبات يك طناب ممتد كه اين رويدادها مانند حلقه هائى يكى پس از ديگرى در آن به جريان افتاده باشند ، جنبهء علمى ندارد . با اين حال اين نظم و ترتيب از كدامين عامل سرچشمه مى گيرد موضوع دوم - غايت و هدف است كه مى تواند جمعى از اجزاء را با همديگر هماهنگ بسازد . اشخاصى كه از نظر علمى يا فلسفى يا عقيدتى اين غايت و هدف اثبات براى آنان شده است ، مى توانند نظم را مستند به آن نموده و پاسخ سؤال فوق را بدهند .
موضوع سوم - عامل فوق اجزاء در جريان ، مانند عامل مديريت ( بنام عقل يا « من » يا شخصيت ) كه حركات و سكنات و ساير شئون حيات آدمى را با نظر به خود حركات و شئون و هدفهاى حياتى به نظم و ترتيب درمى آورد . و بهر دو تقدير مسئلهء آگاهى و هدفگيرى است كه مى تواند بوجود آورندهء نظم و هماهنگى در جهان هستى بوده باشد . اينست معناى اين كه « خدا نگهدارندهء قوانين » و « خدا وكيل موجودات » است .
٧ - رابطهء رب و مربوبى اين رابطه در بيش از ١٠٠٠ مورد در قرآن وارد شده است ، بهمين جهت است كه مى توان گفت : هيچ يك از انواع روابط ميان جهان هستى و خدا و انسان و خدا مانند رابطهء رب و مربوب مورد تأكيد قرار نگرفته است . بعنوان نمونه : ( قُلْ أَ غَيْرَ الله أَبْغِي رَبًّا وَهُوَ رَبُّ كُلِّ شَيْءٍ ) [١] .
( بگو به آنان آيا پروردگارى غير از خدا بخواهم در حالى كه اوست پروردگار همهء اشياء ) .
ابن منظور لغتدان معروف ادبيات عرب مى گويد : « رب : در لغت به مالك و سرور و تدبيركننده و تربيتكننده و قيّم و انعام كننده گفته مى شود » [٢] .
در همهء معانى مزبور رابطهء تصرف و فعاليت دائمى ربّ در مربوب وجود
[١] الانعام آيهء ١٦٤ .
[٢] لسان العرب - ابن منظور ج ١ ص ٣٩٩ .