ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٧٤ - مسئلهء دوم
( وَإِذِ ابْتَلى إِبْراهِيمَ رَبُّه بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي قالَ لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ ) [١] .
( و هنگامى كه [ يا بدانجهت كه : ] خداوند ابراهيم را با حوادثى آزمايش كرد و ابراهيم از عهدهء آن آزمايشها برآمد ، خدا گفت : من ترا پيشوا براى مردم قرار مى دهم . ابراهيم گفت : از نسل من هم به پيشوايى مى رسند خدا گفت : پيمان من در امامت و پيشوائى به ستمكاران نمى رسد ) .
چگونه مى تواند آن همه توصيهء اكيد در بارهء تعظيم اهل بيت خويش و پيروى از آنان نمايد . و پاداش رسالت خود را محبت عاطفى بآنان قرار بدهد مسئلهء دوم - مفاد آيهء مباركهء قرآنى است كه مى گويد : ( ذلِكَ الَّذِي يُبَشِّرُ الله عِبادَه الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا ) [٢] .
( بگو بآنان : من پاداشى براى رسالت خود نمى خواهم مگر محبت و وداد بر اهل بيتم ) .
دليل قاطع براى اثبات اين كه موضوع محبت دودمان عصمت فوق پديدهء نسب و اتصال خانوادگى است ، همين آيه است . بتوضيح اين كه قرار دادن رسالت پيامبر با آن همه عظمت الهى كه داشته است ، در مجراى معامله اى كه قيمتش محبت و عواطف طبيعى بوده باشد ، حتى شايستهء يك انسان خردمند هم نيست كه يك عمر با همهء عقايد و رفتارها و فرهنگها و افكار مبارزه نمايد و آنها را مبدل به بهترين عقايد و مترقىترين فرهنگ و منطقىترين رفتار و سازنده ترين افكار نموده سپس بگويد : پاداش من عبارت است از اين كه به فرزندان من محبت كنيد و با اين توصيه آن قانون اساسى را بهم بزند كه مى گويد :
[١] البقرة آيهء ١٢٤ .
[٢] الشورى آيهء ٢٣ .