ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٨٢ - چه كاشتند و چه درو كردند
احمقانه است كه توقع محصول بدون كشت و آبيارى ولى روى سخن با ما آدميان است كه حتى چند لحظه فاصلهء معلول با ما ، حقيقت و خاصيت علت را از نظر ما دور مى دارد .
فرض كنيد يك آدم معمولى را هيجان خودخواهى تحريك كرده باشد ، او با تأثر از هيجان مزبور برميخيزد و جنايتى را مرتكب مى شود .
با اين كه او معلول و نتيجهء قانونى اين جنايت را مى داند و مى داند كه فاصله ميان او و معلول مزبور بسيار اندك است ، ولى عليّت تأثر از آن هيجان و اقدام بجنايت از ديدگاه او پوشيده مى شود ، گوئى قوانين طبيعت و مقررات زندگى با هيجان و اقدام آن انسان ، پايان مى پذيرد و از بين مى رود < شعر > چشم باز و گوش باز و اين عمى حيرتم از چشمبندى خدا < / شعر > قانون عمدهء سقوط اجتماعات در گذرگاه تاريخ ، همين پديده است كه افراد و گروهها و گردانندگان آنها در عبور از رويدادها و غوطه ور شدن در خواستههاى خود ، مختصات عليّت آنها را فراموش مى كردند . و غفلت مى ورزيدند از اين كه اين ستمها و اسرافها و هوىپرستىها باضافهء اين كه براى خود ، موضوعات و رويدادهايى هستند ، مختصات عليتى دارند كه بعنوان معلولها و نتايج ، مانند سايه بدنبال آنان در حركتند .
٢٠ - لا يقاس بآل محمّد ( ص ) من هذه الامّة احد ( هيچ كس را از اين امت با آل محمد ( ص ) نتوان قياس كرد ) .
< شعر > كار پاكان را قياس از خود مگير گر چه باشد در نوشتن شير شير < / شعر > بهمان ملاكى كه خاتم الانبياء را انسانى مى ديدند كه مى خورد و مى آشامد و لباس مى پوشد و راه مى رود ، آن اشراف اولاد آدم را با مردم معمولى مقايسه مى كردند ، على بن ابي طالب را هم با مردم معمولى موازنه مى نمودند و حسن بن على ( ع ) را با مردى كوفى يا شامى يكى مى گرفتند و حسين بن على ( ع ) را با شبث بن ربعى