ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٩٢ - رسالت و انواعى از عوامل ارتباط انسانها با پروردگارشان
زيربنائى محسوسات ، چه براى خود و چه براى ما ، مربوط به حواس نيست .
ثانيا - حواسّ ما بطور طبيعى ، تا محسوسات را از دالان خود منتقل ننمايد ، كارى نمى تواند انجام بدهد . و هيچ جاى ترديد نيست كه در اين انتقال ، واقعيات عينى از مجراى حذف و انتخاب حواس عبور مى كنند ، بهمين جهت حواس ما واقعيات را هرگز چنانكه هستند بما منتقل نمى سازند .
و امّا آن گمانهاى ساده لوحانه كه بعضى از امّتها در بارهء پيامبران دارند ، ناشى از شرايط ذهنى و محيطى و عوامل سودجويى و نادانى است كه غالبا دامنگير عاميان ملل مى باشد .
ما در مجلد اول معناى رسالت كلى را كه مختص پيامبران الهى است ، تفسير نمودهايم .
در اين مبحث يك موضوع اساسى ديگرى را مورد مطالعه قرار مى دهيم كه بىتوجهى به آن موجب بروز اشكالاتى مى گردد . آن موضوع عبارتست از راهنما به معناى عمومى كه در جملات مورد تفسير ديده مى شود .
امير المؤمنين ( ع ) در اين جملات مى گويد : خداوند سبحان هرگز خلق خود را از پيامبران و كتاب و حجت و برهان لازم و راه روشن محروم نساخته است . با نظر به معناى عمومى راهنما ، منظور امير المؤمنين ( ع ) بخوبى معلوم مى گردد . راهنما از ديدگاه بحث ما عبارت است از آن حقيقتى كه انسان را از آن نقطه اى كه قرار گرفته است ، به هدف تكاملى خود دلالت كند ، بطورى كه بدون آن دلالت آدمى در همان نقطه اى كه قرار گرفته است كلافه و راكد مى ماند .
راهنما با اين تفسير كه گفتيم : در همهء دورانها و جوامع و براى همهء افراد در هر گونه شرايط با اشكال مختلف وجود داشته است . اگر بخواهيم اين موضوع روشنتر بيان شود ، مجبوريم دو نوع اساسى راهنما ( برونى و درونى ) را بطور مختصر توضيح بدهيم ، نخست دو ميدان كار راهنما را در نظر مى گيريم : ١ - ميدان طبيعى خالص - قوانين ثابته ايست كه جريان گوناگون عالم طبيعت و اجزاء درونى و برونى انسان را نشان مى دهد . بعنوان مثال :