ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٩٤ - رسالت و انواعى از عوامل ارتباط انسانها با پروردگارشان
پى نخواهيم برد . در حقيقت صرفنظر از جنبهء تفريحى و لالائى گويانهء افسانهها - آنچه كه مطالعه در اسطورهها را براى پژوهندگان تاريخ رشد فكر فلسفى ، براى تجلى جويان وجدان عام بشرى ، براى مردم شناسان ، براى جامعه شناسان ، براى كارشناسان مقايسه اى اديان ، براى آرمان شناسان و ديگر انديشمندان علوم انسانى و ادبيات عاميانه ، اجتنابناپذير مى سازد ، انعكاس وجود همين ديرينترين ذخاير فكرى و ناآگاه اقوام مختلف در اسطورهها است » [١] .
اگر در جملات فوق كه پس از تتبع بسيار طولانى و دقيق در بارهء سرگذشت ايدهها و پويشهاى كمالگرايانهء بشرى در ابتدايىترين جوامع ، بدست آمده است ، توجه كنيم خواهيم ديد : نوع بشر هرگز از عوامل مختلف راهنمايى محروم نبوده است . نهايت اينست كه يا شرايط محيطى و اجتماعى صداى آن عوامل را خاموش كرده است ، و يا سودجويى و هوى پرستىهاى كورانه كه خواستهء اصيل طبيعت مادى بشرى است . اين نوع محروميت از راهنما ، حتى با وجود عاليترين عوامل راهنمايى كه وجدان درونى و مصلحين و پيامبران است ، بجهت هوى پرستىها و سودجويىها فراوان بوده است . همين امروز را در نظر بگيريم ، با اين كه بشر از يك وجدان حسّاس برخوردار است ، موقعى كه اين وجدان حكم به لزوم تعديل خودخواهى مى نمايد ، جز افراد استثنايى ، كسى گوش بدهكار باين حكم سازنده ندارد . در زمان « ابراهيم » و « موسى » و « عيسى » و محمد صلوات اللَّه عليهم نيز جز عدهء محدودى از راهنمايى آن پيشوايان الهى بهره بردارى كامل نمى كردند .
امير المؤمنين عليه السلام را با آن عظمت بىنظير و با آن شخصيت دور از هر گونه خودكامگى و هوى و نامجويى و تنفر از مقام و ثروت در نظر بگيريد كه ليف خرمايى به كمر بسته و با لباس و كفش وصله خورده ، عاليترين و سازنده ترين راهنماييها را انجام مى دهد . اكثريت قريب به اتفاق مردم دورانش تنها به زيبايى جملات و جاذبيت قيافه اش خيره گشتهاند موقعى كه از يكى از شهرهاى عراق
[١] آفريقا - افسانههاى آفرينش تأليف يولى باير - ترجمهء ژ . آ . صديقى ص ١٧٧ و ١٧٨ .