ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٩٠ - رسالت و انواعى از عوامل ارتباط انسانها با پروردگارشان
١١٧ - و لم يخل اللَّه سبحانه خلق من نبىّ مرسل او كتاب منزل او حجّة لازمة او محجّة قائمة .
( خداوند سبحان هرگز خلق خود را از پيامبر يا كتاب يا حجت و برهان لازم و يا راه مستقيم و صحيح خالى و محروم نساخته ) .
رسالت و انواعى از عوامل ارتباط انسانها با پروردگارشان در بعضى از مكتبها ديده مى شود كه موضوع رسالت از طرف خداوندى را بكلى منكرند . اينان بر دو گروه عمده تقسيم مى شوند : گروه يكم - مى گويند : خدايى براى جهان هستى وجود ندارد ، تا پيامبرى براى مردم بفرستد .
گروه دوم - معتقدند كه خداوند بزرگ اين مردم را در تنظيم زندگى به پيروى از عقل و وجدان خودشان واگذار نموده و ضرورتى براى فرستادن اشخاص معينى بعنوان رسولان وجود ندارد . در ميان آن جوامع و ملل هم كه اعتقاد به رسولان الهى وجود دارد - گمانهاى بسيار ساده لوحانه اى در بارهء واسطهها ميان انسان و پروردگارشان ، ديده مى شود كه موجب دورى افراد و مكتبهايى از خداوند متعال مى باشد . از آن جمله پيامبران را موجوداتى جداگانه و مستقل از مردم مى پندارند . و خيال ميكنند كه آنان مثلا فرشتگانى هستند كه در صورت بشرى در زمين زندگى كردهاند .
بعضى ديگر گمان مى كنند : پيامبران از استعدادهاى درونيشان الهام مى گيرند و ارتباط مستقيم با خدا ندارند .
گروهى در بارهء پيامبرشان اعتقاد الوهيت دارند و مثلا مى گويند : حضرت عيسى ( ع ) جزئى از خدا است كه در قالب بشرى بزمين آمده است . امّا مكتب يكم كه مى گويد : خدايى براى جهان وجود ندارد ، در حقيقت بيرون از مبحث ما است . نخست بايستى هستى خداوندى را براى پيروان مكتب مزبور اثبات كرد و سپس موضوع رسالت الهى را . اگر چه براى صاحبان استعداد و قواى دگرگون كنندهء اجتماع در مسير تكامل ، نوعى از رسالت انسانى را قائلاند كه نمى توان آنرا