ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٨٧ - ابداع بىسابقه
لذا براى حلّ اين سؤال بايستى حالت فوق كار و بيكارى و دگرگونيهاى « من » را در نظر بگيريم كه اين « من » چگونه در عين حال كه مشغول فعاليت است ، خود فوق تغيير است . دقت ديگرى در كلمهء « پيش » و « چه ميكرد » بخوبى روشن مى سازد كه سؤال كننده نتوانسته است مقام ربوبى را فوق جويبار زمان درك كرده و « پيش » و « چه ميكرد » را نامفهوم تلقى نمايد .
اين سؤال نظير آن است كه بپرسيم كه « من » فلان رياضيدان كه داراى نيروى تعقل بىنهايت است ، پيش از تعقل ( ٢ ) چه مى كرد عدد ( ٢ ) براى يك مغز ورزيده كه داراى قدرت تجريد بىنهايت ( ٢ ) را دارا مى باشد ، نه احتياجى به طناب زمان دارد و نه به زمينهء ماده و موضوع معدود و نه فضايى براى تعقل ( ٢ ) او مطرح است . . . پاسخ سئوالات بعدى را در مباحث آينده متذكر خواهيم گشت .
٣٤ - انشأ الخلق انشاء و ابتدأه ابتداء ( بساط هستى را بىمادهء پيشين بگسترانيد و نخستين بنياد خلقت را بىسابقه هستى بنا نهاد ) .
ابداع بىسابقه اينست آن مسئلهء مهم مباحث الهيات كه اكثر مردم ، حتى افراد فراوانى از متفكران را در ابهام فرو برده است . اين ابهام و تحير ناشى از مقايسه اى است كه انسان ميان علَّت و معلول جهان طبيعت و سازندگى خدا مى نمايد . تحركات و دگرگونىها و بطور عمومى هر گونه شدنها در صحنهء طبيعت بدون علَّت مادى كه در فلسفهء ارسطو يكى از علل چهارگانه است ، صورت نمى گيرد و بعبارت مختصرتر آنچه كه صورت مى گيرد : واقعيتى است كه به واقعيت ديگر مبدل مى گردد . به قول هربرت اسپنسر : « مثل مادّه مانند رودخانهء دائم الجريان است كه صورتهاى بىنهايت بر آن عارض مى شود » .
نظريهء هيولى و مادهء مطلق از همين جا سرچشمه مى گيرد كه مى گويند : دانههاى صورتها در محلّ عمومى مانند طناب ممتد مى خزند . اين مسئله را در دورانهاى جديد آنتوان لوران لاوازيه با اين شكل بيان كرد كه « هيچ معدومى موجود نمى شود