ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٩٣ - در امر آفرينش نيازى به انديشه و حركت ندارد
آزمايشى او را درخور بود . كاخ مجلل هستى را بدون حركت و تحولى در ذات پاكش برافراشت و بىنياز از آنكه قواى مضطربى در درونش متمركز شود ، چراغ هستى را برافروخت ) .
در امر آفرينش نيازى به انديشه و حركت ندارد اين هم مقايسه اى است كه انسان ميان كارهاى خود و فعاليتهاى خداوندى براه مى اندازد كه حتما خدا هم مانند ما انسانها پيش از آفرينش هستى و بجريان انداختن آن انديشهها كرده و تأملها نموده و سپس دست به تجربه و آزمايش زده سالها يا قرنها گذشته تا فعاليتهاى ناهماهنگ و مشوش فكرى خود را تنظيم و از انديشههاى منطقى و تجربههاى حسّى خود ، براى آفرينش نتايج مثبت بدست آورده و سپس هستى را ايجاد كرده ، بجريان انداخته است ما بايستى نخست علت احتياج به تفكر و تجربه و هماهنگ ساختن جريانات پراكندهء ذهن را مورد توجه قرار بدهيم ، سپس ببينيم آيا در بارهء عمل خدا اين مقدمات نيز مى تواند مورد نياز بوده باشد يا نه موقعى براى ما انسانها حقيقتى بعنوان هدف مطرح مى گردد كه رسيدن به آن ، يا سودى به ما مى رساند يا ضررى را از ما دور مى كند . و چنانكه در مجلد اول در مباحث هدف و وسيله گفتيم : همواره ميان موقعيتى كه ما داريم و حقيقتى كه براى ما هدف تلقى شده است كم و بيش فاصله اى وجود دارد و اين فاصله ناشى از نياز به انديشهها و تجربهها و هماهنگ ساختن افكار و توسل به ابزار و آلات و گذشت زمان و جريانات قوانين طبيعت است كه بايستى از ميان برداشته شوند ، تا هدف مفروض براى ما قابل وصول گردد ، و اين علَّت بهيچ وجه در مقام شامخ ربوبى وجود ندارد . زيرا : اولا - هيچ هدفى براى خداوند كه سودى به او برساند يا ضررى را از او دفع كند ، قابل تصور نيست ، چون فرض چنين هدف مستلزم نقص و احتياج خداوندى مى باشد پس اين كه هدف و كار خداوندى از نظر سود و زيان بايستى مورد تأمل و موازنه قرار بگيرد ، امكانناپذير است .
ثانيا - ميان خداوند و خواستهء او هيچگونه فاصله اى وجود ندارد ، تا مرتفع