ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٨٠ - ٢ - وحى و الهام
بدهيم و آن اينست كه تاكنون با اين همه پيشرفت و گسترش علوم مربوط به طبيعت جسمانى و روانى انسان ، ما نتوانستهايم همهء نيروها و استعدادهاى اين موجود شگفتانگيز را بشناسيم . بعنوان مثال : ١ - ما نمى دانيم حقيقت حدس زدن چيست آن بارقهء مغزى ، كه انسان بوسيلهء آن مى تواند از واحدهاى بسيار دور از يك واقعيت ، با سرعت فوق تصور به آن واقعيت برسد ، بدون اين كه انديشه مجراى عادى خود را براى رسيدن به آن هدف سپرى نمايد ٢ - ما نمى دانيم كه خود هشيارى ( كنسيانس ) يا علم حضورى چه پديده ايست كه آن را در درون خود درك مى كنيم .
٣ - عوامل نهايى اكتشافات و خلاقيتهاى هنرى براى ما كاملا مجهول است .
٤ - ما در بارهء شناخت حقيقت پديدهء آزادى روانى ( اختيار ) ، جز يك احساس مستقيم نداريم .
٥ - تجسيم معدوم بصورت موجود و يا نفى موجود و تجسيم عدم آن ، چه با تلقين و چه از راه فعاليت مستقيم درونى ، با هيچ قانون علمى روشن نشده است .
٦ - وحدتهاى آرمانى ، انسانهاى مختلف و متضاد را چنان در يكديگر ادغام مى كند كه ١ ١ ١ و ١ ١ ١ و ميليارد ١ باز مساوى ١ تلقى مى شود ٧ - خوابهايى كه در آيندهء نزديك يا دور صد درصد تطبيق به واقعيات مى گردد و علم تاكنون هيچ راهى براى شناخت اين پديده نشان نداده است .
٨ - نيرو يا استعداد بيكرانه جويى و دريافت آهنگ كلى هستى .
٩ - جهان هستى را مانند يك عدد سيب در مقابل نهادن و در بارهء آن حكم كلى صادر كردن كه هيچ مكتب فلسفى و جهانبينى بدون اين گونه بر نهادن جهان حق اظهار وجود ندارد .
اين مثالهاى مختصر كه همگان از آنها اطلاع داريم ، واقعا بعنوان نمونه هايى براى نشان دادن استعدادها و نيروهاى مجهول آدمى مى باشد ، نه اين كه واقعيات روان و مغز آدمى منحصر به آنها است .