ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٥٠ - ذهنها و انديشهها به جريان مى افتد
مى شود ، ضرورت دارد .
ممكن است اين احتمال داده شود كه ذهن بنا به مفاد جملهء امير المؤمنين ( ع ) سطح خود آگاه روان است كه در روانشناسىهاى معاصر مطرح شده است .
مخصوصا با نظر به نكتهء دوم كه جولان را براى ذهن اثبات فرموده است ، زيرا جولان و تحرك جنبهء فعاليّت مغزى آدمى است كه سطح آگاه روان را اشغال مى نمايد .
آيا ذهن است كه واقعيات را بوجود مى آورد
آيا ذهن است كه واقعيات را بوجود مى آورد اين مسئله كه آيا واقعيت اشياء با قطع نظر از ذهن وجود دارد ، يا ذهن انسانى است كه واقعيات را بوجود مى آورد ، در فلسفههاى باستانى بطور روشن مطرح نشده است ، آنچه كه ديده مى شود : مطالب گسيخته و مبهمى است كه نمى توان آنها را در سيستم مكتبى در آورده و بطور اطمينانبخش در بارهء آنها داورى نمود .
طرح مسئلهء مزبور در دورانهاى اخير ، صريح و روشن در چهار نظريهء عمده وارد ميدان جهانبينى گشته است :
نظريهء يكم
نظريهء يكم - واقعيت اشياء براى خود وجود ندارد و آنچه كه واقعيت دارد عبارت است از « من » ، يا عقل ، درك ، شعور ، ذهن . و جهانى كه عينى انگاشته مى شود انعكاسى از همان من يا عقل . . . است . اگر چه جلال الدين مولوى در مثنوى مطالب فراوانى در واقعيت اشياء براى خود آورده است ، با اين حال ابياتى دارد كه نظريهء مزبور را متذكر مى شود از آن جمله :
< شعر > تا بدانى كاسمانهاى سمى هست عكس مدركات آدمى < / شعر > گاهى ديگر وابستگى جهان عينى را به « من » به قرار زير مطرح مى نمايد :
< شعر > باده در جوشش گداى جوش ما است چرخ در گردش اسير هوش ما است < / شعر > با اين كه در مورد ديگر مى گويد :
< شعر > موج خاكى فكر و وهم و فهم ما است موج آبى صحو و سكر است و فنا است < / شعر > يعنى عاليترين فعاليتهاى ذهنى ما تموجات يا جلوه هايى از ماده است ، ولى اين ماده موج آبى ديگرى دارد كه عبارت است از هشيارى و فهم برين و تحيّر