ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٥٠ - شهادت با اخلاص به وحدانيت الهى
آورده مى شود ، ناشى نشده است ، حتى اين آن شهادت طبيعى نيست كه :
< شعر > هر گياهى كه از زمين رويد وحده لا شريك له گويد < / شعر > همچنين قطعى است كه اين شهادت تقليدى از شخصيت پيشواى موحّدين ، پيامبر اكرم اسلام هم نيست ، چه رسد به تقليد از عقايد رسوب يافتهء خداشناسان تاريخ .
بياييد داستان روحبخش و سازندهء شهادت امير المؤمنين به وحدانيت الهى را از پيامبر اكرم و از خود او بشنويم ، زيرا كسى را جز مربّى اعظم او ( محمد بن عبد اللَّه ( ص ) ) سراغ نداريم ، كه طعم شهادت على ( ع ) را چشيده باشد . پس يك جمله از پيامبر اكرم بشنويم و سپس به بيانات و كردار خود على ( ع ) گوش فرا دهيم .
لا تسبّوا عليّا فانّه ممسوس فى ذات اللَّه .
( به على ناسزا نگوييد ، زيرا او شيفته و بىقرار ذات الهى است ) .
اين جمله ايست كه در مجلد اول در بخش معرفى شخصيت امير المؤمنين ( ع ) با مأخذش نقل كردهايم ، مراجعه شود .
آيا به اصطلاح عمومى دو موضوع مى تواند شخصيت واحد وحدتگرا را را شيفتهء خود بسازند آيا دو موضوع كه يكديگر را محدود به هويت خود كردهاند ، مى توانند شخصيت بىنهايت گرائى را بيقرار و شيفتهء خود بسازند اين يك بيان صد درصد منطقى عمومى است كه آگاهانه يا ناخودآگاه گفته مى شود كه : رو كه در يك دل نمى گنجد دو دوست .
امّا داستان شهادت على ( ع ) به وحدانيت خداوندى با نمونه اى از بيانات و كردار خود او در جملات زير بخوبى آشكار مى شود : « من از موقعى كه حق را ديدهام ، شك و ترديد در حق ننمودهام » .
در خطاب به فرزند عزيزش امام حسن مجتبى ( ع ) : « فرزندم ، اگر خداى ديگرى وجود داشت پيامبرانى هم از طرف او مى آمدند » .