ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٥٥ - دين مشهور
< شعر > زين دو هزاران من و ما اى عجبا من چه منم گوش بده عربده را دست منه بر دهنم چون كه من از دست شدم در ره من شيشه منه هر چه نهى پا بنهم هر چه بيابم شكنم < / شعر > ديوان شمس تبريزى پس از آن تسليم ، مى بينيم : همه گونه شناسائىها و معلومات رسمى رفتارها و اصول تثبيت شدهء زندگى معمولى آدميان مانند شيشه هائى نازك در زير پاى مولوى مى شكند و متلاشى مى گردد .
بار ديگر تأكيد مى كنيم كه اين مثال تنها براى استمداد از داستانى است كه همگان از آن اطلاع دارند ، و گرنه ، رابطهء امير المؤمنين با محمد ( ص ) در هدف اعلاى هستى و زندگى و مستقيمترين راه به سوى خدا با تمام هشيارى ، قابل مقايسه با رابطهء مولوى و شمس ، كه تنها طغيانى را در برابر معلومات رسمى و رفتارهاى عادى نتيجه داده بود ، قابل مقايسه نيست . درست است كه اين طغيان و سدشكنى يك فعاليت روحى بسيار با اهميت و كمنظيرى بود ، ولى آيا اين نتيجه را هم داده بود كه موجوديت مولوى براى خود و براى ديگران در همهء واقعيات بحدّ كمال رسيده باشد اين چيزى است كه خود مولوى هم نمى تواند آن را ادّعا كند .
اين جوش و خروش روانى مجرد و لذتبار كجا و : ما شككت فى حقّ مذ اريته .
( من از آن موقع كه حق بمن نشان داده شده است ، هرگز در بارهء آن شك نكردهام » . و : لو كشف الغطاء ما ازددت يقينا .
( اگر پرده از روى واقعيات برداشته شود ، بر يقين من افزوده نمى گردد ) كجا دين مشهور - ممكن است منظور امير المؤمنين ( ع ) از دين مشهور خود اسلام باشد كه از شهرت دودمانى و محلى و كشورى گذشته ، تدريجا به شهرت جهانى