ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٤٣ - حمد و مدح و شكر خداوندى و حكمت آنها
از معامله گرى است كه انسان در برابر آنچه كه مى گيرد ، قيمتى مى پردازد . و بديهى است كه نه خداوند متعال نيازى به گرفتن قيمت نعمتهاى خود دارد و نه انسان شكركننده با چنين شكرى در راه تكامل قدم برمى دارد . پاسخ اين سؤال با نظر به آيه اى در قرآن مجيد روشن مى شود . آن آيه اينست كه : ( قالَ الَّذِي عِنْدَه عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ أَنَا آتِيكَ بِه قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ ) [١] .
( و هر كس شكرگذار باشد ، شكر براى خويش مى گذارد و كسى كه كفران بورزد ، پروردگار من بىنياز و كريم است ) .
آيهء مزبور با صراحت كامل بىنيازى خدا را از هر گونه شكر و سپاس گوشزد مى كند و مى گويد : هر كس كه وظيفه اى انجام مى دهد و از نعمتهاى مادى و معنوى خداوندى قدردانى مى نمايد ، در تكامل خود كوشيده راه اعتلاى خويشتن را در پيش مى گيرد ٣ - آياتى در قرآن باين مضمون وارد شده است كه شكرگذارى نتيجهء عالى تقوى است ، مانند : ( فَاتَّقُوا الله لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ) [٢] .
( تقوى براى خدا بورزيد ، شايد شكرگذار باشيد ) .
ارزش بسيار عالى شكر در اين گروه از آيات بخوبى روشن مى شود ، زيرا در آن تقوى كه عبارت است از نگهدارى خود انسانى از تباهى و رسانيدن آن به مقام رشد و كمال ، مقدمه اى براى شكر معرفى شده است . با اين آيهء شريفه مى توان فهميد كه شكر سوداگرانه با آن شكر كه نتيجهء عالى تقوى و فضيلت است تفاوت بينهايت دارد ، زيرا اين سپاسگزارى پس از آزادى روح از همهء دامها و زنجيرهاى شهوات و خودخواهى صورت مى گيرد و نشان مى دهد كه انسان تا آستانهء بارگاه ربوبى پيش رفته است .
٤ - گروهى از آيات قرآنى هست كه شكر را بعنوان نتيجهء معرفت به حقايق
[١] النمل آيهء ٤٠ .
[٢] آل عمران آيه ١٢٣ .