ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٤١ - حمد و مدح و شكر خداوندى و حكمت آنها
( و آنان گفتند : حمد مر خدا را است كه اندوه را از ما برطرف فرمود ) .
نوع سوم - اعتراف و تذكر به عظمت و امتياز اختيارى محمود است كه نعمت و مزيت با ارزش را به عالم هستى سرازير كرده است ، و شخص حامد ممكن است از اعتراف و تذكر به آن عظمت و امتياز ، ذات محمود را در نظر بگيرد و ممكن است به اضافهء آن ، مشمول بودن خود را بآن نعمت و مزيت نيز منظور بدارد .
مانند : ( الْحَمْدُ لِلَّه رَبِّ الْعالَمِينَ ) [١] .
( حمد مر خدا را است كه پرورندهء عالميان است ) .
مدح - عبارت است از توصيف نيكى و امتياز در يك موضوع ، اعم از آنكه انسان باشد يا غير از انسان ، لذا مى توان توصيف نيكويى يك منظرهء طبيعى و اسبى را هم مدح ناميد ، نيز اعم از آنست كه نيكى و امتياز موجب مدح در انسان اختيارى باشد يا غير اختيارى . تفاوت مدح با حمد در اينست كه اولا محمود يا بايد انسان باشد يا فوق انسان و ثانيا حمد براى انسان بايستى در مزايا و عظمتهاى اختيارى او بوده باشد .
شكر - سپاس در مقابل نعمت را گويند كه منعم ( دهندهء نعمت ) با آگاهى و اختيار ، نعمتى را به انسان سپاسگزار عطا كند . آيات مربوط به مطلوب بودن شكر فراوان است . ما نمونه هايى را از چند گروه در بارهء شكر مى آوريم : ١ - شكر به مقام ربوبى يكى از انواع انجام وظيفهء مطلوب است و اين نوع شكر در برابر نعمت قرار نمى گيرد ، مانند : ( إِنَّا هَدَيْناه السَّبِيلَ إِمَّا شاكِراً وَإِمَّا كَفُوراً ) [٢] .
( ما انسان را براه راست هدايت كرديم ، يا آن راه را در پيش مى گيرد و وظايف عبوديت را انجام مى دهد و يا كفر مى ورزد ) .
[١] - الفاتحة آيه ١ .
[٢] - الانسان آيه ٣ .