ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٢٨ - عامل يكم - شيطان
حسّى خود نمى بينند ، منكر ميشوند و چون براى اين گروه اطاعت و معصيتى مطرح نيست ، لذا چنانكه عقل و وجدان الهى براى اينان مفهومى ندارد ، لذا خود طبيعى و شيطان هم نمى تواند براى اينان بعنوان واقعيّت ، قابل قبول بوده باشد و هنگامى كه اطاعت و معصيتى مطرح نباشد ، التزام به اطاعت و امتناع از معصيت وجود نخواهد داشت ، تا شيطان موضوع كارى براى خود پيدا كند .
گروه دوم - با همان ملاك فوق كه گفتيم آن تبهكاران و معصيت - كارانى هستند كه با اعتقاد به ماوراى طبيعت و شيطان ، هيچ پروائى از ارتكاب معصيت و ترك اطاعت ندارند ، يعنى در حقيقت خود طبيعى آنان كار شيطان را هم بعهده گرفته است و نيازى به اغواهاى شيطانى ندارند . بغض و عداوت و كينه توزى براى هر دو گروه كه دائما شخصيّتهاى آنان در عرصهء امتيازات مادّى به تزاحم و تصادم مى رسند ، يك قاعدهء بنيادين است و منتفى شدن آن پديدههاى ضدّ حيات از ميان آنان يا بوسيلهء كيفرها و جلب منافع است و يا ضعف و ناتوانى كه موجب كنار رفتن از ميدان تزاحم ميباشد . بنا بر اين ، اغواهاى شيطان و فعّاليّتهاى اين موجود پليد متوجّه كسانى است كه اطاعت و معصيت براى آنان مطرح و داراى اهمّيّت مى باشند . و چون محبّت بر انسانهاى غير مزاحم زندگى مادّى و معنوى اطاعت ، و بغض و عداوت با انسانها ، معصيت است ، و بطور طبيعى مى خواهند اين اطاعت بزرگ را بجاى آورند و از معصيت بغض و عداوت اجتناب نمايند ، لذا شيطان سراغ اين گروه را مى گيرد و در صدد اغواى آنان برمى آيد . خداوند متعال تأكيد شديدى در بارهء مخالفت با شيطان فرموده و با صراحت كامل از فريبكارى شيطان كه دائما مى خواهد صلح و صفا و سلم را از ميان مردم بردارد و آنان را به بيمارى بغض و عداوت مبتلا كند ، بر حذر مى دارد . از آن جمله آياتى است كه دستور مزبور را صادر ميكند : ( ١ - يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِي السِّلْمِ كَافَّةً وَلا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ )