ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٠٣ - هر اندازه كه ابعاد باطل تنوّع و شدّت بيشترى از خود نشان بدهند ، حقّ نيز در برابر آن عظمت و كمال متنوّعتر و عاليترى را بروز مى دهد
آن نقشه را اثبات نمايد . بعنوان مثال : باطل براى تحقّق بخشيدن به خود ، مى گويد : ما به خونخواهى عثمان اقدام به جنگ كردهايم ، حقّ مى گويد : اگر اين ادّعاى شما از روى صدق و صميميّت بوده باشد [ در صورتى كه چنين نيست و دست همهء شما به خون عثمان آلوده است ] اين يك دعواى حقوقى است [ اگر چنين دعوائى با وجود اولياى اقرب عثمان از شما مشروع باشد ] . چه ارتباطى با سلطنت خواهى دارد اين از نظر منطق و امّا از جنبهء عمل ، معاويه فرات را بر روى لشكريان امير المؤمنين ( ع ) مى بندد كه نه تنها از ديدگاه اسلام فسق و ظلم نابخشودنى است ، بلكه از ديدگاه هيچ مكتبى قابل توجيه نيست .
در طرف مقابل وقتى كه امير المؤمنين سپاهيان معاويه را از فرات دور ميكند ، و بر فرات مسلَّط مى گردد ، دستور مى دهد فرات براى همهء سپاهيان معاويه باز و همگان از آب فرات استفاده كنند .
بدين ترتيب باطل در تنگناى ضدّ منطق گرفتار مى شود و نمى تواند حركت پليد و آدمكشى خود را توجيه نمايد . در صورتى كه حقّ با استحكامى كه قانون دارد ، راه خود را پيش مى گيرد و باطل را در تنگناى خود محبوس مى نمايد .
باطل براى پيشرفت خود در تنگناى بستن نهر فرات بر روى دهها هزار انسان قرار مى گيرد و در مسير خود به بنبست آدمكشى و خونريزى مى رسد ، ولى حقّ در پهنهء عظيم واقعيّت در مجراى قانونى خود به احياى انسانها توفيق مى يابد .
اينست معناى اين كه هر اندازه علىّ بودن علىّ ( ع ) بيشتر بروز ميكند ، بر عمرو عاص بودن عمرو عاص افزوده مى شود و بالعكس ، هر اندازه كه عمرو عاص بودن عمرو عاص بيشتر شدّت پيدا مى كند ، علىّ بودن علىّ ( ع ) شكوفائى عاليترى از خود نشان مى دهد . مبناى اين تشديد در روياروئى و تقابل بسيار روشن است . و آن اينست كه هر يك از دو روح ، يا دو من همهء استعدادها و ابعاد خود را براى « حيات مطلوبى » كه براى خود انتخاب كرده است ، به فعّاليّت و تلاش وامى دارد و هر رويداد و سخن و عملى را كه ضرورى يا مفيد