ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٠٠ - نقش اكثريّت در توجيه حيات مردم معمولى همانند نقش گذشت زمان و جمودى است كه يك مكتب را از اعتراض و انتقاد بركنار ميكند
و حقيقت نداشتند . براى چه براى اين كه فقط علىّ بن ابي طالب ( ع ) را نمى خواستند البتّه عدّهء ديگرى هم بودند كه نخواستن شخص علىّ بن ابي طالب را پوششى براى نخواستن حقّ قرار داده بودند .
قسم دوم - ضدّيّت با خود حقّ است ، كه منشأ همهء پليدىها ميباشد . در اين نوع سوم كه گفتيم خطرناكترين و وقيحترين انواع روياروئى با حقّ است ، هر اندازه كه حقّ با قدرت بيشتر بروز كند و با ابعادى متنوّع ظاهر شود ، بر بروز تند باطل و ظهور ابعاد متنوّع آن افزوده مى شود . حقّ موقعى كه عظمت صدق و ارزش آنرا صريحتر و نيرومندتر نشان بدهد ، باطل براى شكستن آن عظمت بيشتر تلاش خواهد كرد ، و ارزش آنرا بيشتر از بين خواهد برد . البتّه مقصود از اين كه باطل در برابر حقّ با ضدّيّتى بيشتر وارد صحنه خواهد شد ، نه بمعناى آن است كه باطل با آن ضدّيّت و نيرويش حقّ را خدشه دار خواهد ساخت ، بلكه مقصود اينست كه باطل جولان بيشتر و چشمگيرتر و متنوّعترى را براه خواهد انداخت ، باطل اگر چه همهء سنگرهاى حاميان حقّ را تسخير كند ، بالاخره بجهت حاكميّت مطلق حقّ در اصول و مبانى هستى و در حيات حقيقى انسانها ، به بنبست نهائى رسيده و با شكست قطعى مواجه خواهد گشت .
بدين ترتيب هر اندازه كه حقّ عظمت كمالجوئى آدمى را روشنتر و نيرومندتر نشان بدهد ، باطل براى نشان دادن اين كه كمالجوئى اصالتى ندارد و خيالى بيش نيست ، شديدتر به تلاش خواهد افتاد . هر اندازه كه حقّ همدردى با انسانها را عالىتر و انسانىتر بروز بدهد ، باطل در اثبات اصالت منفعت براى خود فرد ، شديدتر دست و پا خواهد كرد . اين آب شيرين و شور همواره در تاريخ انسانها جريان داشته است - < شعر > رگ رگ است اين آب شيرين و آب شور در خلائق مى رود تا نفخ صور < / شعر > اين روياروئى خطرناك باطل با حقّ معنايش آن نيست كه دو موضوع