ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٦٥ - آن تقواى الهى كه همهء نقصها و عيوب را منتفى مى سازد و راه كمال را پيش پاى آدمى هموار مى نمايد
خود ديديم آرى ، « گر چه مقصود از كتاب آن فنّ بود » اگر آقاى روستائى بينوا و محروم از علم و كتاب ، همان با ارزشترين كتاب را بخواهد بجاى يك آجر در ديوار طويلهء الاغش بچيند ، امكانپذير است و كتاب نه آهى خواهد كشيد و نه ناله و اعتراضى به حسن خواهد داشت . چنين است وضع دنيائى كه در آن زندگى مى كنيم .
٧ - اگر دعوت حقّ بگوش انسان متّقى برسد ، به آن سرعت دعوت حقّ را اجابت ميكند كه يك تشنهء سوخته در يك بيابان شعله زا دعوت به آب زلال و خوشگوار را . او بخوبى ميداند كه وجودش از حقّ و مشيّت حقّ در بارهء وجود او جز خير و كمال چيز ديگرى نيست ، لذا اجابت و بازگشت به سوى حقّ را اجابت و پذيرش خير و كمال وجود خود ميداند .
٨ - توبه از گناهى كه مرتكب شده است . توبه از گناه يعنى بازسازى درون ويرانشده . بىاعتنائى به اين بازسازى معنائى جز تخريب كلَّى ساختمان شخصيّت ندارد . اغلب گناهانى كه بشر مرتكب مى شود ، آن قدرت را ندارند كه ساختمان را بطورى ويران و مصالح آن را چنان محو و نابود بسازند كه قابليّت بازسازى نداشته باشند . اين بىاعتنائى به توبه است كه مصالح تجديد كنندهء ساختمان را هم از استفاده ساقط مى نمايد . آيات و روايات فراوانى وجود دارند كه انسانها را به توبه و انابه تشويق و تحريك مى نمايند . اين آيات و روايات بهترين دليل براى اثبات ارزش شگفتانگيز روح انسانى است كه آفرينندهء آن حتّى ناچيزترين جزئى از روح را كه بوسيلهء گناهان تخريب شده است ، نمى خواهد از موجوديّت با ارزشى كه دارد ساقط شود ، چنانكه اگر از روح انسانى چيزى جز نقطه اى ناچيز نماند ، باز خداوند متعال نمى خواهد آن نقطهء ناچيز محو و نابود گردد .
٩ - پيروى از رسولان الهى و پيوستن به رشديافتگان - كاروان بشرى كه از ابو البشر آدم ( ع ) تاكنون براه افتاده است ، بسيار بسيار انبوه و متنوّع