ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٦٧ - آن تقواى الهى كه همهء نقصها و عيوب را منتفى مى سازد و راه كمال را پيش پاى آدمى هموار مى نمايد
١١ - در طلب كمال برشتافت و با گريز از پليديها نجات پيدا كرد . همهء آگاهان و حكماى راستين برآنند كه هر موضوعى كه اشتياق بآن ، در همهء حالات و نوسانات درونى و در ميان هر گونه شرايط برونى ، جدّى بوده باشد ، قطعا آن موضوع قابل وصول است ، زيرا خيالات و آرزوهاى بىاساس نمى توانند آن همه دوام بياورند و توجّه جدّى انسان را در همهء حالات و نوسانات درونى و برونى بخود جلب نمايند ، مولوى مشيّت خداوندى را در بارهء اشتياق به كمال و امكان وصول انسان را به آن چنين بيان مى كند - < شعر > گر نخواهم داد خود ننمايمش < / شعر > اگر خداوند متعال نمى خواست انسان را موفّق به كمال فرمايد ، اين اشتياق و عشق سوزان را بر انسان عنايت نمى فرمود ، در حقيقت اشتياق و عشق آدمى به كمال ، نوعى وعدهء خداونديست كه صدايش در درون انسانهاى دور از پليديها طنينانداز مى گردد . اشتياق به كمال آن فرشتهء الهى است كه تا ديو حيوانيّت از درون نرود ، وارد عالم درونى نمى گردد . لذا امير المؤمنين عليه السّلام پس از جملهء فأسرع طالبا ( در طلب كمال برشتافت ) بدون فاصله مى فرمايد : و نجا هاربا ( و با گريز از پليديها نجات يافت ) . سپس مى فرمايد : ١٢ - ذخيره اى اندوخت و باطن خود را تزكيه كرد و معاد خود را آباد نمود و بر زاد و توشهء اعمال صالحه تكيه كرد . براى صيانت معقول ذات ، رساندن استعدادهاى مثبت آن به فعليّت ، همان ذخيره ايست كه براى ابديّت و بقاء به بقاء الله ضرورت دارد . بارور شدن و به فعليّت رسيدن آن استعدادها بدون تزكيهء باطن براى هيچ كس امكانپذير نيست . بنا بر اين ، آبادى معاد و تأمين ابديّت براى صيانت معقول ذات تزكيه درون است و به فعليّت رساندن استعدادهاى مؤكَّد كمال .