ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٥٧ - آن دل كه اين امثال و مواعظ را نپذيرد ، دل نيست ، بلكه زباله دانى است كه لحظه اى از كثافات و لجنها خالى نيست
١٠٤ ، ١٢٢ - فاتّقوا الله تقيّة من سمع فخشع ، و اقترف فاعترف و وجل فعمل و حاذر فبادر ، و أيقن فأحسن و عبّر فاعتبر و حذّر فحذر ، و زجر فازدجر ، و أجاب فأناب ، و راجع فتاب ، و اقتدى فاحتذى ، و أرى فرأى ، فأسرع طالبا و نجا هاربا ، فأفاد ذخيرة ، و أطاب سريرة ، و عمّر معادا و استظهر زادا ليوم رحيله و وجه سبيله و حال حاجته و موطن فاقته ، و قدّم أمامه لدار مقامه ( براى خدا تقوى بورزيد ، تقواى كسى كه شنيد و خشوع كرد ، مرتكب گناه شد و بگناه خود اعتراف كرد ، ترسيد و عمل نمود ، حذر كرد و مبادرت به انجام اعمال نيكو ورزيد ، بمقام يقين رسيد و به نيكوكارى پرداخت ، وسيلهء عبرت بر او عرضه شد ، عبرت گرفت ، برحذر داشته شد ، حذر نمود ، از پليدىها ممنوع شد ، ممنوعيّت آنها را پذيرفت ، اجابت كرد دعوت حقّ را و بسوى آن بازگشت . و توجّه به گناهان خود نمود [ يا رجوع به عقل و فرمان حقّ نمود ] و توبه كرد ، از رسولان الهى پيروى نمود و به رشديافتگان پيوست ، حقيقت به او نشان داده شد ، او حقّ را ديد ، در طلب كمال برشتافت و با گريز از پليديها نجات يافت ، پس ذخيره اى اندوخت و باطن خود را تزكيه كرد و معاد خود را آباد ساخت و تكيه بر زاد و توشه نمود . [ اين همه تكاپو و سعى صميمانه را ] براى روز كوچ از اين دنيا و مقصد نهائى راه الهى كه در پيش داشت و آن حالت نيازى كه [ روزى قطعا به سراغش خواهد آمد ] و موقعيّت احتياج شديدى [ كه در پيشرو دارد ] انجام داد ، همهء اعمال صالحه را براى جايگاه ابدى خود براه انداخت ) .