ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٥٦ - آن دل كه اين امثال و مواعظ را نپذيرد ، دل نيست ، بلكه زباله دانى است كه لحظه اى از كثافات و لجنها خالى نيست
دريابد و طعم استقلال و آزادى را در زندگى درك كند . او عقل دارد . عقل يعنى چه اين هم يك نيروئى است كه قوانين هر دو قلمرو انسان و جهان را بر آنچه كه مى گذرد تطبيق مى نمايد ، كلَّيّات را با تجريد براى خود مطرح ميكند . در تشخيص هدفها و انتخاب وسائل با بهره جوئى از اصول و قوانين عاليترين كارها را انجام مى دهد . با اين حال ، آدمى از اين سرمايه و ابزار چه سودى مى برد تقريبا هيچ . براى اين كه ارزش و عظمتها و امتيازات آنها را نمى داند و به اصطلاح آن سرمايه و ابزار را مفت از دست مى دهد . اين سرمايه و ابزار شب و روز داد مى زنند - < شعر > اى گرانجان خار ديدستى مرا ز ان كه بس ارزان خريدستى مرا هر كه او ارزان خرد ارزان دهد گوهرى طفلى به قرص نان دهد < / شعر > او اگر دل را مى شناخت و ارزش آن را مى فهميد ، آنرا بزباله دان كثافات و لجنها تبديل نمى كرد و مى توانست با يك موعظه و حكمتى كه از زبان انسان كامل امير المؤمنين عليه السّلام بر مى آيد ، جلوه گاه جمال و جلال الهى گردد . اگر گوش را مى شناخت و فقط اين سخن على ( ع ) را مى شنيد كه :
يوم العدل على الظَّالم أشدّ من يوم الجور على المظلوم ( روزى كه عدالت با تازيانهء كيفر بر سر ستمكار تاختن خواهد گرفت شديدتر از روزى است كه ستم بر مظلوم وارد شده است ) .
آيا امكان داشت كه روزى دست به ظلم بيالايد ، يا حتّى ناچيزترين ظلم در ذهن خود خطور بدهد . بهمين جهت است كه امير المؤمنين عليه السّلام در جملات مورد تفسير تأثير آن مثالها و مواعظ و حكم را مشروط به داشتن دل پاك و گوش شنوا و انديشههاى جدّى و عقول حسابگر مى فرمايد .