ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٥٤ - در اين دنيا براى انسانها مهلت داده شده ، براه روشن هدايت گشته و پرده از روى عوامل ترديد برداشته شده است
و كمال را مى جويم و تنها براى وصول به آنها راه مى پويم ، ناگهان از آن مطلوب روى مى گرداند و دور خويشتن طواف مى كند دروغ مى گويد كسى كه مى گويد : « من حقيقت را جستم پيدا نكردم » زيرا ورود به مسير جستجو همان ، و تابش نور هدايتكننده بر آن مسير همان . نابينا آن كسى است كه نور الهى را در خود جستجو و تكاپو نتواند ببيند - < شعر > دوست دارد يار اين آشفتگى كوشش بيهوده به از خفتگى اندرين ره مى تراش و مى خراش تا دم آخر دمى فارغ مباش گر چه رخنه نيست در عالم پديد خيره يوسفوار مى بايد دويد < / شعر > ( وَالَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا ) [١] ( كسانى كه در بارهء ما مجاهدت بورزند ، ما البتّه آنانرا به راههاى خود هدايت خواهيم كرد ) .
وعدهء مؤكَّد خداوندى است . بنا بر اين اگر جوينده اى را ديديم كه به مطلوب نرسيده است ، يقين بايد بدانيم كه او جوينده نبوده است . يا جويندگى وى با خودخواهىها و تعصّب و كجرويها مخلوط گشته است كه نتوانسته است به سر منزل مقصود برسد - < شعر > سَعْيُكُمْ شَتَّى تناقض اندريد روز مى دوزيد و شب برميدريد < / شعر > ٩٨ ، ١٠٣ - فيا لها أمثالا صائبة و مواعظ شافية ، لو صادفت قلوبا زاكية ، و أسماعا واعية و آراء عازمة و ألبابا حازمة [ اين مطالب كه گفتم ] ( چه مثلهائى است صحيح و مطابق واقع و چه پندهائى است شفادهندهء انحرافات و بيماريهاى درونى ، - اگر دلهاى پاك و گوشهاى شنوا و افكار جدّى و عقول حسابگر وارد شوند ) .
[١] . العنكبوت آيهء ٦٩ .