ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٥٩ - مقدّمه اى بر توضيح مختصّات آرزوهاى دور از موقعيّت منطقى در جملات امير المؤمنين عليه السّلام
حتّى يك لحظه از معالجه و چاره جوئىهاى اختلالاتى كه وارد شخصيّت شده است ، غفلت نمايد .
< شعر > آرزو بگذار تا رحم آيدش آزمودى كاين چنين مى بايدش در عدم بودى نرستى از كفش از كف او چون رهى اى دست خوش < / شعر > در پايان اين مبحث بيك نكتهء مهمّ اشاره مى كنيم و آن عبارت است از اين كه كلمهء أمل يعنى آرزو در بعضى از جملات امير المؤمنين عليه السّلام مطلق و بدون قيد « طولانى » مورد توبيخ قرار گرفته است ، در صورتى كه آرزو بمعناى خواستن خيرات و آرمانهاى معقول اگر چه در زمانهاى بسيار طولانى هم بوده باشد ، مطلوب و كشف از رشد روحى مى نمايد ، چنانكه آن آرزوگرايانى كه مورد آرزوى آنان شرور و پليدىها و جنايات است اگر چه جامهء عمل به آنها نپوشانند ، داراى منهاى منحرفى هستند كه با قانون اصلى روح ناسازگار ميباشد . لذا مقصود از آرزوهائى كه مذموم و نوعى انحراف مغزى يا روانى محسوب ميشوند همان خواستنهاى نامعقول است كه نامعقول بودن آنها يا ناشى از خواستن موضوعاتى در زمانى دور از مدت زندگى آدمى با كميّت و كيفيّت معقول است و يا بجهت ناشايست بودن خود آن موضوعات است كه بوسيلهء آرزو خواسته ميشوند . اين تفسير با نظر به دليل عقل و ديگر دلائل معتبر اسلامى است .
و الحمد للَّه ربّ العالمين و صلَّى اللَّه على محمّد و آله الطَّيّبين الطَّاهرين ٤ - شهريور - ١٣٦٢