ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٥٧ - مقدّمه اى بر توضيح مختصّات آرزوهاى دور از موقعيّت منطقى در جملات امير المؤمنين عليه السّلام
فرمودند : چون ميل و خواست او با ما بود ، در حقيقت در اين مورد شريك ما بوده است . اين جمله چنين تعبير شده است :
من رضى بفعل قوم فهو منهم .
( كسى كه رضايت به عمل قومى دارد ، از همان قوم محسوب مى شود ) .
مى توانيم اين پديدهء والاى روحى را چنين بيان كنيم كه اگر اشتياق و خواستن آرمانهاى معقول و عوامل رشد بصورت يك عنصر فعّال در شخصيّت آدمى در آيد ، در اين صورت زمان و كوتاهى و درازى آن ، اهمّيّت خود را از دست مى دهد ، زيرا در اين فرض موضوع اين نيست كه آدمى يك مطلوب تجمّلى يا پديدههاى ضدّ حيات را در امتداد طولانى زمان مى خواهد و آن را مورد آرزو قرار مى دهد ، بلكه موضوع اينست كه روح يا شخصيّت آدمى با خواستن و آرزو آرمانهاى معقول و عوامل رشد ، طبيعت الهى خود را شكوفا مى سازد و چنانكه در بارهء انديشه مى گوئيم :
< شعر > اى برادر تو همان انديشه اى ما بقى خود استخوان و ريشه اى گر بود انديشه ات گل گلشنى ور بود خارى تو هيمهء گلخنى < / شعر > همچنان در بارهء آرزو نيز مى گوئيم آرزوى آرمانهاى معقول و عوامل رشد ، شخصيّت را از ذات خود شكوفا مى سازد و مورد آرزو را در حدّ اعلاى معقول ، در خود در مى يابد . اين معنى مربوط به قانون سنخيّت ميان خواهنده و خواسته شده ميباشد - < شعر > آرزوى گل بود گلخواره را گلشكر نگوارد آن بيچاره را < / شعر > ٨ - گذشت روزگاران و ساليان عمر موجب كاهش نيروهاى جسمانى مى گردد ، ولى آرزوها تازه تر و تجديد مستمرّ پيدا مى كند . اين مختصّ در جملهء ١٨ تصريح شده است . براى تجدّد آرزوها با گذشت ساليان عمر دو علَّت مى توان در نظر گرفت :