ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٥٢ - مقدّمه اى بر توضيح مختصّات آرزوهاى دور از موقعيّت منطقى در جملات امير المؤمنين عليه السّلام
ناتوانى از حدس كامل كه لحظات بعدى دقيقا چه خواهد شد ، روشنتر از آن است كه احتياجى به بحث و گفتگو داشته باشد .
< شعر > اگر محوّل جان جهانيان نه قضا است چرا مجارى احوال بر خلاف رضا است بلى قضا است بهر نيك و بد عنان كش خلق بدان دليل كه تدبيرهاى جمله خطا است هزار نقش بر آرد زمانه و نبود يكى چنان كه در آئينه تصوّر ما است < / شعر > انورى البتّه مقصود از قضا در ابيات فوق ، نظاره و سلطه و تصرّف دائمى خداوندى در هستى است ، نه معناى عاميانه آن مساوى جبر مطلق است .
در پايان اين مقدّمه ، نكته اى را كه بايد متذكَّر شويم ، اينست كه با نظر بمطالب فوق هر چه زمان آرزو ، يعنى زمان حصول « خواسته شده » طولانىتر بوده باشد ، يا هر چه موضوع « خواسته شده » از حيطهء امكانات آدمى دورتر بوده باشد ، آرزوئى بىاساستر و باطل و مهلكتر خواهد بود . اكنون مى پردازيم به تفسير جملات امير المؤمنين ( ع ) در بارهء آرزو و آرزوگرائى كه مختصّات آنرا بيان مى نمايند : ١ - آرزوهاى دور و دراز موجب بد عملى است . اين مختصّ از جملهء شمارهء ١ و ٤ و ٦ بر مى آيد . دليل اين مختصّ كاملا روشن است ، زيرا مغز و روان آدمى تا حدودى همان اشتياق و نيرو و ديگر سرمايههاى حياتى را در موقع آرزوها مصرف مى نمايد كه در هنگام عمل يعنى آرزو با اين كه يك پديدهء ذهنى و تمايل روانى است بدون اين كه به شكل اراده در هنگام عمل بوده باشد ، با اين حال اقناع و تسلَّى كه انسان آرزوگرا براى خود تلقّى مى نمايد ، مانند اقناع و تسلَّى خاطر در ارادهء مقرون به عمل مى باشد ، بهمين جهت است