ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٥٠ - مقدّمه اى بر توضيح مختصّات آرزوهاى دور از موقعيّت منطقى در جملات امير المؤمنين عليه السّلام
اين خواستن كاملا امرى است طبيعى كه از مطلوبيّت خواستن يك جريان طبيعى قانونى نيز برخوردار ميباشد .
٣ - خواستن امرى زشت و ناشايست ، اين گونه آرزو چه متعلَّق به آيندهء نزديك يا دور باشد و چه در حال حاضر قبيح و باطل است و قطعا موجب اختلال در قوانين مغزى و روانى بوده و آرزوگرا را در معرض ابتلاء به نابكارىها و زشتىها قرار مى دهد .
٤ - گسيختن خويشتن از واقعيّات فعلى و منطق صحيح جريان حيات ، اگر چه موضوع خواسته شده فى نفسه امرى شايسته بلكه ضرورى بوده باشد ، زيرا گسيختن خويشتن از واقعيّات فعلى و منطق صحيح حيات ، قطعا موجب اختلال حلقههاى زنجيرى واقعيّات براى او در آينده بوده و موجب سقوط موضوع خواسته شده از شايستگى و ضرورت مربوط به حلقههاى زنجيرى خواهد بود . با نظر به انواع چهارگانه آرزو ، اين مسئله پيش مى آيد كه بنا بر اختلاف انواع آرزوها ، چه بايد كرد كه آدمى منطق « حيات معقول » خود را در اين زندگانى از دست ندهد كه موجب از دست دادن « خويشتن » گردد شايد مطالعه كنندهء محترم پاسخ اين مسئله را در ضمن توصيف انواع چهارگانهء آرزو دريافته باشد . با اين حال براى تذكَّر مى توان پاسخ مسئله را چنين بيان كرد : اگر انسانى كه خواستار « حيات معقول » است به دو موضوع بسيار با اهمّيّت توجّه كند ، بطور طبيعى همهء خواستنها و خواسته شدههاى او چه در صورت آرزو و چه در صورت اميد و رجاء با منطق واقعى خود به جريان مى افتند و نه تنها موجبات عقب ماندگى او را در مسير رشد فراهم نمى آورند ، بلكه عاليترين و نيرومندترين عامل حركت در مسير رشد هم مى باشند . اين دو موضوع عبارتند از : يك - شناخت و ارزيابى واقعيّات حيات باندازهء توانائى در شناخت و برقرار كردن ارتباط با آنها .