ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٤٣ - خاصّيّت دوم - آرزوهاى بىپايه انسان را از ذكر خداوندى غافل مى سازد
و بىنشاطى در حيات ، معلول اين گونه آرزوهاى بىپايه و غير متّكى بر واقعيّات نيست زيرا بديهى است كه شكستن هر آرزو و عملى نشدن آن ضربه اى به روان آدمى وارد مى سازد و موجب افسردگى مى گردد .
خاصّيّت دوم - آرزوهاى بىپايه انسان را از ذكر خداوندى غافل مى سازد و موجب آن مى شود كه انسان خدا را فراموش نمايد . در نتيجهء اين غفلت و فراموشى است كه انسان به غفلت در بارهء خويشتن و خود فراموشى دچار مى گردد - ( وَلا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا الله فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ أُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ ) [١] .
( و نباشيد از آنانكه خدا را فراموش كردند و خدا هم آنانرا وادار به خود فراموشى نمود . آنان فاسقند ) .
بديهى است كه انسان آرزوگرا كه دل به خيالات خوشايند بسته است ، و همواره در فرداهائى موهوم كه ساختهء مغز بازيگر خويش است ، زندگى ميكند ، چگونه مى تواند طعم واقعيّتها و قوانين جاريه در آنها را بچشد و چگونه مى تواند دوام فيض خداوندى را بر آن واقعيّات و قوانين درك نمايد بعضى از مردم عامى اگر چه در موضوعات فراوانى هم از انديشه و دانش برخوردار هستند ، گمان مى برند كه مقصود از ذكر خداوندى كه مخالف آرزوگرائى است ، فقط بياد آوردن مفهومى مبهم از خدا كه با مغز خودشان ساختهاند ، ميباشد و يا منظور از ذكر خداوندى عبارت است از بزبان آوردن الفاظى زيبا كه داراى مفاهيمى ماوراى طبيعى است ، و نمى فهمند كه اين گونه مفهومگرائى و اين گونه عشق به الفاظ خود حجاب ضخيمى است كه از تابش فروغ الهى بر دلها جلوگيرى مى كند . ما بايد بدانيم كه منظور از ذكر خداوندى چه بوسيلهء الفاظ باشد و چه با يادآورى قلبى ، قرار گرفتن در جاذبهء كمال مطلق
[١] . الحشر آيهء ١٩ .