ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٣٢ - عامل دوم
جابرانه ادامه داد و چگونه مى توان مايههاى مادّى و معنوى طرف را مكيد و او را بصورت لاشه اى بيحسّ در آورد ، بكار افتاده است . اين درندگان آگاه پس از اجراى بغض و خصومتهاى خود در بارهء انسانها بطمع مال و منال و مقام دنيا ، خندهها سر مى دهند و شادمانىها مى نمايند ، كه انسانهائى را از پاى در آوردهاند و به هدفهاى جاه طلبانهء خود نائل گشتهاند غافل از آنكه تاكنون سنّت خداوندى در تاريخ بشرى اين بوده است كه آنان كه مردمى را بىدليل و يا براى هموار كردن ميدان براى خودكامگىهاى خود ، گرياندهاند خود نيز گريستهاند - گريستنى كه تلخى يك لحظه از آن ، ناگوارتر از شيرينى ساليان بلكه قرنهاى طولانى خنده بوده است . بهر حال بغض و عداوتى كه با آگاهى و اطَّلاع از علل و معلولات و موضعگيرىها و ببازى گرفتن رويدادها و حتّى تغيير وضع روانى انسانها صورت مى گيرند ، عميقتر و دامنه دارتر از دو قسم اوّل و دوم است .
٤ - حرص و طمع در موادّ مفيد دنيا و باصطلاح عداوتها و خصومتهاى اقتصادى كه بخش مهمّى از حقّكشىها و خونريزىهاى سرگذشت بشرى را تشكيل مى دهد . مباحث مربوط به اين نوع از بغض و عداوتها بسيار روشن است و احتياجى به تفصيل بيشتر نداريم . و مبناى آن مباحث همگى مربوط به اين است كه موادّ اقتصادى بوسيلهء كار و كوشش آمادهء بهره بردارى مى گردند و همواره بطور محدود در دسترس مردم قرار مى گيرند ، زيرا اگر نامحدود بودند ، مانند هوا و نور خورشيد و آب در جوامع دنيا [ كه هم محدوديّت ندارند و هم براى بهره بردارى نيازى به كار و تلاش ندارند ] ارزش معامله اى پيدا نمى كردند . از طرف ديگر موادّ اقتصادى پايهء معيشت انسانها و قوام حيات طبيعى آنان مى باشند ، روى اين مبنى تزاحم و تصادم و بغض و عداوت در بدست آوردن موادّ اقتصادى و بهره بردارى از آنها يك امر طبيعى خواهد بود .
چاره جوئى و گشودن مشكلات و معمّاهاى ارتباط مردم با موادّ اقتصادى ،