ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣١٠ - نتائج تباه كنندهء حسد كه دامنگير فرد و اجتماع مى گردد
نشده اين قسم را نمى توان بعنوان يك نوع عوامل امتياز بحساب آورد ، زيرا درست است كه عوامل محاسبه نشده نيز از گروه عوامل غير اختيارى مى باشند ، ولى با نظر به اختلاف ريشههاى آن عوامل و رويدادها مى توان آنها را با دو نوع جداگانه در نظر گرفت : نوع يكم - عوامل غير اختيارى كه ناشى از استعدادهاى ذاتى مانند نبوغ با اقسامى كه دارد و همچنين عوامل جبرى محيط طبيعى و غير ذلك مى باشند .
نوع دوم - عوامل و رويدادهاى مربوط به سوء مديريّت جامعه است كه موجب امتياز بخشىهاى نابجا و ظالمانه براى بعضى از افراد مى گردد . در بارهء امتيازات نوع يكم ، توجّه به مطلبى كه در گذشته گفتيم ، بسيار اهمّيّت دارد و آن اين كه قسمت مردم در عوامل غير اختيارى امتيازات نبايد موجب حسادت بوده باشد ، زيرا آن عوامل مستند به مشيّت خداوندى است كه بر مبناى مصالح واقعى فعّاليّت مى كند و عدم رضاى به اين نوع از امتيازات در حقيقت گله و شكايت و عدم رضايت از مشيّت پروردگار است . و آنگهى حتّى خود عوامل اين امتيازات غير اختيارى ذاتا داراى هيچ ارزشى نمى باشند ، مثلا اگر كسى داراى همهء انواع نبوغ بوده باشد ، ولى در بكار بردن آنها نيّت خير و هدفگيرى انسانى نداشته باشد ، بهيچ وجه حتّى از كمترين ارزش برخوردار نمى باشد ، بنا بر اين ، چنين اشخاصى امتياز با ارزشى ندارند ، تا مورد حسادت قرار بگيرند . آيا منطقى است كسى به درخت سيب كه بار آورده است ، حسادت بورزد و در اين حسادت بجاى اين كه سيب آن درخت را بخورد ، به بيمارى خودخورى دچار گردد و همچنين امتيازات مربوط به عوامل جبرى محيط طبيعى نيز كه بدون دخالت اختيار نصيب يك انسان مى گردند ، در حقيقت ارتباطى با شخص او ندارند تا موجب برترى آن شخص بوده و موجب حسادت بوده باشد . و بطور كلَّى در هر موردى از امتيازات كه پاى جبر در كار باشد ، ارزشى وجود ندارد كه حسود بيچاره در راه خواستن نابودى آن شخص ، به بيمارى خودخورى دچار شود يا