ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٢٧ - بار ديگر به چنگالهاى مرگ و بريده شدن تدريجى علائق و شروع رگبار حوادث ناگوار و سرنوشت نهائى خود بنگريد
خود گذاشته است ، مقدارى دقيق بنگريد ، با يك پديدهء شرمآورى روبرو خواهيد گشت كه چاره اى جز اين نخواهيد يافت كه [ اگر اطَّلاعى از انسان و ارزشهاى آن داشته باشيد ] بگوئيد : نه هرگز ، تاريخ قطعا دروغ مى گويد و چنين پديده اى در قلمرو انسانها امكانپذير نيست . آن پديده چيست آن پديده عبارت است از حملهء اقوياء بر ضعفاء با اندك احساس قدرت در خويشتن و ناتوانى در ضعيفهائى كه بآنان حمله كردهاند . دليل اين حمله چه بوده است دقّت كنيد ببينيد اين سؤال را از چه كسى مى كنيد ، اگر از كسى سؤال مى كنيد كه منطقى بيرون از خودخواهى و قدرت پرستى دارد ، خواهد گفت : كه احساس قدرت در خويشتن و ضعف در طرف مقابل است كه نشان دهندهء وقيح - ترين چهره ايست كه يك بشر مى تواند بوسيلهء انعطاف از واقعيّات از خود نشان بدهد . و اگر اين سؤال را براى كسى مطرح كردهايد كه زندگى براى او جز قدرت و غلطيدن در خودكامگىها معناى ديگرى ندارد ، بمجرّد اين كه اين سؤال را از او نموديد ، يك نگاه شگفت انگيز به سر و صورت و اندام و حركات چشم و ديگر اعضاى شما خواهد انداخت ، همان نگاهى كه شما در يك جنگل به قيافه و اعضاء و حركات و نگاههاى حيوانى مى اندازيد كه بسيار ناهنجار بوده و با هيچ يك از اصول علمى حيوان شناسى تطبيق نمى شود ، يعنى ديدار چنان حيوانى اسباب زحمت هر حيوان شناسى مى باشد . سپس از شما مى پرسد : چه گفتى چرا من قدرتمند به آن فرد يا جامعهء ضعيف حمله كردم و او را تار و مار نمودم من قدرت فرد يا جامعه انسان ضعيف حمله تار و مار من هيچ يك از اين كلمات را نمى فهمم ، امّا شنيدهام در اطاقهاى مخصوصى چيزهائى را روى هم جمع مى كنند و نام آنها را هم كتاب مى گذارند ، برو بسراغ آن اطاقها ، شايد آن چيزها كه كتاب ناميده مى شوند سؤال ترا بفهمند و پاسخ بگويند اين جملات را شوخى و طنزگوئى تلقّى نكنيد ، اين جملات بازگو كنندهء حقيقت محض است ، و آن حقيقت عبارتست