ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢١٠ - انديشهء صحيح در بارهء مرگ مانع از شوخى و بازيگرى در اين دنيا است
تصرّف و تجسيم غير واقعى در واقعيّات نمى تواند خنده دار و موجب تأثّر خوشايند صورى بوده باشد . بدينجهت است كه گفته مى شود : هر خنده اى مخصوصا خندههاى عميق آن مستى و ناهشيارى است كه مانند كفّاره اى براى جرم مسخ واقعيّات بروز ميكند . آيا امير المؤمنين از اين گونه شوخىها و بازى با واقعيّات داشت كه ضدّ فعّاليّتهاى عقلانى و ارتباط صحيح با واقعيّات است ، در صورتى كه عظمت فوق العادهء عقل امير المؤمنين عليه السّلام و ارتباط جدّى آن بزرگوار با واقعيّات بر احدى از آگاهان و مطَّلعين از زندگى آن حضرت پوشيده نيست شايد اين كلمهء تنمّره فى ذات اللَّه را در بارهء علىّ بن ابي طالب شنيدهايد . معناى تنمّره فى ذات اللَّه [ نمر يعنى پلنگ ] كنايه از نهايت جدّى بودن و دور از هر گونه مسامحه و انعطاف است يا تشبيه امير المؤمنين به نمر در خوى جدّيّت و دور از مسامحه بودن است ، چنانكه آن حضرت به شير هم تشبيه شده است كه وجه شبه عبارتست از شجاعت در حدّ اعلى . اين كه آن حضرت از عقل نيرومند فوق العاده برخوردار بوده است ، هر دو گروه فلاسفه و عرفاء پذيرفته و آنرا در مواردى فراوان متذكَّر شدهاند . از آن جمله مولوى مى گويد :
< شعر > راز بگشا اى علىّ مرتضى اى پس از سوء القضا حسن القضا اى علىّ كه جمله عقل و ديده اى شمّه اى واگو از آنچه ديده اى < / شعر > و ابن سينا در كتاب « معراج نامه » [١] در بحث ترجيح معقول بر محسوس مى گويد : « و براى اين بود كه شريفترين انسان و عزيزترين انبياء و خاتم رسولان صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم چنين گفت با مركز حكمت و فلك حقيقت و خزانهء عقل امير المؤمنين كه :
يا علىّ إذا رأيت النّاس يتقرّبون إلى خالقهم بأنواع البرّ تقرّب أنت إليه بأنواع العقل تسبقهم .
[١] . و نيز مراجعه شود به توفيق التّطبيق - علىّ بن فضل اللَّه جيلانى - ص ٥٦ .