ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٣٩ - امور ابهامانگيز و مشكوك نابينايتان نسازند
غبارهاى غليظ مى كشند و نابينايمان مى سازند . هر ابهام و شكَّى براى انسان آگاه و خردمند علامت سؤالى بوجود مى آورد . اين علامت سؤال خردمند آگاه را متوقّف مى سازد ، ولى نه براى ركود ، بلكه براى گرفتن نيرو از منابع تفكَّر و تعقّل و چه بسا كه ابهامها سؤالها برمى انگيزند و سؤالها راهها باز ميكنند و راهها مقاصد حياتى پيشبينى نشده اى را پيش مى آورند . در صورتى كه همان ابهامها و شكّها براى ناآگاهان و نابخردان يا خفقان مى آورند و بكلَّى آنان را در تاريكىها فرو مى برند و نابيناترشان مى سازند و يا بر بىقيد و بنديهاى آنان باين بهانه كه « من چيزى نمى فهمم و الزامى هم نيست كه بفهمم » مى افزايند .
١٩٠ ، ٢٠٥ - ظافرا بفرحة البشرى و راحة النّعمى فى أنعم نومه و آمن يومه ، و قد عبر معبر العاجلة حميدا و قدّم زاد الآجلة سعيدا و بادر من وجل و أكمش فى مهل و رغب فى طلب و ذهب عن هرب ، و راقب فى يومه غده و نظر قدما أمامه . فكفى بالجنّة ثوابا و نوالا ، و كفى بالنّار عقابا و وبالا ، و كفى باللَّه منتقما و نصيرا و كفى بالكتاب حجيجا و خصيما ( انسان با تقوى با اين حركت و تكاپو كه بدست آورده است ] شادى بشارت سعادت ابدى و آسايش در نعمت الهى را در آسوده ترين و ملايمترين خوابها و رؤياها و امنترين روزى [ كه در انتظارش است ] بدست آورده است .
[ چنين انسانى است ] كه گذرگاه موقّت دنيا را با وضعى پسنديده عبور نموده و توشه پايان سرنوشت را سعادتمندانه پيش انداخته و از ترس خداوندى به اعمال صالحه پيشدستى كرده است . [ اين انسان متّقى ] در روزگار مهلتى كه در زندگى نصيبش گشته است ، بسوى سعادت شتافته و رغبت در طلب نجات نموده و از پليديها گريخته و در امروزش به فكر فردايش پرداخته و همواره به پيش نگريسته است . [ براى لزوم معرفت و