ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٣٤ - آيا كمال مطلق فى نفسه بىنهايت بمعناى اصطلاحى آن است و آيا مسير و حركت انسان بسوى كمال بىنهايت است
معناى فاصلهء هندسى و زمانى نيست ، زيرا - ( وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْه مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ ) [١] ( و ما از رگ گردن به او نزديكتريم ) بلى ، هيچ امتداد و كششى چه متناهى و چه بينهايت در اين مسير وجود ندارد :
< شعر > اى بسا كس را كه صورت راه زد قصد صورت كرد و بر اللَّه زد همچو اعرابى كه آب از چه كشيد آب حيوان از رخ يوسف چشيد بهر فرجه شد يكى تا گلستان فرجهء او شد جمال باغبان رفت موسى كاتشى آرد به دست آتشى ديد او كه از آتش برست < / شعر > اگر چه مثالهاى مزبور در ابيات فوق براى حركتهائى است كه وصول به كمال در آنها با هدفگيرى انجام نشده است ، ولى از آن جهت كه ما بين قصد صورت و آب چاه و گردش در گلستان و سراغ آتش رفتن حضرت موسى ( ع ) و وصول به حقايق والاتر فاصلهء زمانى و هندسى نبوده است ، لذا مى توانند براى توضيح مقصود ما كمكى نمايند . آيا ما در معقولات و دريافتهاى خويشتن چنين پديده اى داريم كه ما بين متحرّك و مقصد هيچگونه فاصلهء زمانى و هندسى وجود نداشته باشد بلى ، خوشبختانه در علم حضورى و دريافت ذات كه نابترين علم و دريافت ما است ، هيچگونه فاصله و كشش و امتداد زمانى و هندسى وجود ندارد ، و اين حركت ( حركت ذات براى دريافت خويشتن ) نه تنها ما فوق فاصلهها است ، بلكه اصلا مسير و راهى جز موج خويشتن بر روى خويشتن چيز ديگرى مورد نياز نيست . يك سؤال ديگر در اينجا پيش مى آيد كه بسيار خوب ، اگر هيچگونه فاصله اى ما بين حركت واقعى به سوى كمال با وصول به كمال وجود ندارد ، پس دوام و استمرار جستجو و تأديب و تهذيب
[١] . ق آيهء ١٦ .