ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٠٥ - روشنائى اميد چراغ راه او در زندگى است
احتمال يكم همان است كه بعضى از مفسّران دادهاند كه مقصود از آنچه كه فراموش شده است ، تعليق كاريست كه انسان مى خواهد بآن اقدام نمايد ، به مشيّت خداوندى چنانكه در توضيح آيه متذكَّر شديم . احتمال دوم اينست كه جملهء : ( وَاذْكُرْ رَبَّكَ إِذا نَسِيتَ ) مستقلّ بوده باشد ، در اين صورت معناى آيه چنين است كه در هر موقعى كه عواملى باعث مى شود براى تو فراموشى عارض شود ، يا اختلال ديگرى در عوامل و نظم انديشه و تعقّل روى مى دهد ، بياد خدا باش و خدا را ذكر كن و اگر مزيّت آن فراموش شده يا مختلّ شده بسبب اختلالات ديگر در عوامل و نظم و انديشه از دست تو خارج شد ، بگو : شايد خداى من براى جبران آنچه كه از دستم رفته است ، مزيّتى نزديكتر به رشد از آن فوت شده عنايت خواهد فرمود . اگر چه مرحوم علَّامهء طباطبائى در كتاب الميزان اين تفسير را نمى پسندد ، ولى با نظر به اين قاعدهء معمولى در قرآن و حديث كه « خصوصيّت مورد منافاتى با عموميّت قاعدهء عامّ كه در آن مورد گفته شده است ندارد » اين تفسير نيز صحيح است و همين تفسير شامل خود مورد كه عبارتست از « فراموش شدن تعليق كار به مشيّت خداوندى » نيز مى باشد . با نظر به اين تفسير است كه مولوى اين مضمون را در مثنوى آورده است :
< شعر > فكر كن گر فكر نايد ذكر كن < / شعر > بدانجهت كه مسير معمولى و قانونى روبنائى دريافت واقعيّات ، تفكَّر است و خداوند نيروى تفكَّر را براى بدست آوردن واقعيّات به انسانها عنايت فرموده است كه انسان متفكَّر با توجه باين كه خود تفكَّر از بزرگترين نعمتهاى خداويست ، مى تواند عمل فكر را جنبهء عبادت بدهد و هر عبادتى ذكر خداوندى است و اگر راه واقعيّات از مسير انديشه بسته شد و فراموشى نگذاشت كه حافظه مورد بهره بردارى قرار بگيرد ، يا عوامل ديگرى كه در انديشه و نظم آن دخالت دارند ، خنثى گشتند ، بايد به ذكر خداوندى پرداخت . اين ذكر موجب آرامش خاطر و تنظيم كار نيروهاى مغزى مى گردد و در صورتى كه