با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٨٠ - اجراى فرمان يزيد مبنى بر دستگيرى يا قتل امام در مكه
از اين رو گزارش طريحى مبنى بر گسيل شدن عمرو بن سعيد از سوى يزيد را بايد بر فرمان به وى حمل كرد. آنچه در نقل سيد بن طاوس مبنى بر رسيدن عمرو در روز ترويه به مكه آمده است، بايد بر بازگشت وى از مدينه براى ترساندن مردم حمل كرد. بنابر اين بسيار بعيد مىنمايد كه اشدق در مدت طولانى كه امام در شهر حضور دارد و گروههاى گوناگون نزد وى آمد و شد مىكنند، آن شهر را ترك گويد و تنها در روز ترويه باز گردد.
٢- در برخى متون تاريخى آمده است كه يزيد عمرو بن سعيد را در رأس لشكرى بزرگ يا انبوه گسيل داشت. ولى از برخى متون تاريخى ديگر چنين بر مىآيد كه اشدق، والى مكه، لشكرى چنان انبوه دراختيار نداشته است. بلكه گروهى از نيروهاى نظامى و شرطه در اختيار وى بودند كه بيش از تكافوى اداره امور داخلى مكه، تنظيم حركت حاجيان و نگهبانى از حاكم را نمىكردند. در بررسى موضوع تلاش عمرو بن سعيد اشدق براى جلوگيرى از خروج امام عليه السلام از مكه به برخى از اين متون تاريخى اشاره خواهد شد.
مؤيد گفتار ما اين است كه اشدق نه امام را در مكه دستگير كرد و نه پنهانى يا رودررو به قتلش رساند!
شايد كسى بگويد كه برخوردارى امام عليه السلام از حمايت كافى در هنگام ورود به مكه، موجب شد كه اشدق موفق به اجراى مأموريتش نگردد! اين خود اعترافى است به اينكه در مكه نيروى كافى براى اين كار نداشتند. يا بگويد كه اشدق از كشتن امام در يك رويارويى آشكار طفره رفت، زيرا بيم آن داشت كه با توجه به حضور شمارى فراوان از حاجيانى كه قلبشان مالامال از عشق و محبت امام حسين بود، اوضاع به زيان حكومت اموى رقم بخورد.
روشن است كه چنانچه تأكيدهاى فراوان يزيد درباره اجراى اين فرمان و نيز تهديد اشدق ستمگر و بىباك در برابر مردم مدينه- كه بدون توجه به احترام كعبه اعلام كرد چنانچه ابن زبير به كعبه هم پناه ببرد به هر قيمتى كه بشود آن را به آتش خواهيد كشيد- نمىبود، اين سخن درست بود.
مؤيد ديگر ما نقل ابن طاوس است كه مىگويد، يزيد به اشدق فرمان داد كه با حسين عليه السلام درگير شود (اگر او درگير شد) و (اگر توانست) با او بجنگد؛ و اين خود نشان ترس يزيد از بسنده نبودن قدرت امويان است؛ و آن لشكر بزرگ و سپاه انبوه در اينجا ديده نمىشوند.