با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٣٨ - ٣ - كوفيانى كه در مكه به آن حضرت پيوستند
كشته شد. عمار از مكه با حسين عليه السلام به راه افتاد و همراهش بود تا آنكه در ركابش به شهادت رسيد. سروى گويد: او در حمله نخست كشته شد.
در زيارت ناحيه مقدسه و نيز زيارت رجبيه بر عمار اينگونه درود فرستاده شدهاست:
«السلام على عمار بن حسان بن شريح الطائى». [١] شوشترى [٢] احتمال داده است كه عمار بن حسان طائى و عمار بن ابىسلامه دالانى يكى باشند. ولى اين احتمال بجا نيست. زيرا در زيارت ناحيه مقدسه بر هر كدام آنها با نامى جداگانه درود فرستاده شده است. [٣]
٣- كوفيانى كه در مكه به آن حضرت پيوستند
برير بن حضير همدانى مشرقى: برير پيرمردى تابعى، پارسا، قارى قرآن، از قاريان بزرگ و از اصحاب اميرالمؤمنين عليه السلام و از اشراف بنىهَمْدان كوفه بود. سيرهنويسان گفتهاند: وى پس از شنيدن خبر حسين عليه السلام از كوفه به مكه رفت تا به حسين بپيوندد.
سپس همراهش آمد تا به شهادت رسيد. طبرى به نقل از سروى روايت مىكند: پس از آنكه حرّ بر حسين عليه السلام سخت گرفت، امام عليه السلام يارانش را گرد آورد و در سخنانى خطاب به آنها گفت: اما بعد، دنيا دگرگون شده است ... آنگاه گروهى از يارانش به سخن درآمدند و آمادگى و پافشارى خود را بر مرگ در ركاب آن حضرت اعلام كردند. برير از جمله اين سخنرانان بود كه برخاست و گفت: به خدا سوگند، اى پسر رسول خدا صلى الله عليه و آله خداوند به وسيله تو بر ما منت نهاده است كه در ركابت بجنگيم و پيكر ما در راه تو پاره پاره شود تا آنكه جد تو در روز قيامت بيايد و از ما شفاعت كند. مردمى كه پسر دختر پيامبرشان را نابود سازند رستگار نمىشوند، واى بر اينان براى ديدار با خداوند چه در دست دارند؟! اف بر اينان از آن روزى كه در آتش جهنم فرياد آه و ناله سر دهند!
ابومخنف گويد: روز نهم محرم امام حسين عليه السلام فرمود تا خيمهاى به پا كردند. آنگاه فرمود تا مشك آوردند و آن را درون طشتى بزرگ نرم كردند. سپس حضرت موى زايد
[١] الاقبال، ج ٣، ص ٧٩ و ٣٤٧؛ به نقل از آن بحار، ج ٤٥، ص ٧٢.
[٢] ر. ك. قاموس الرجال، ج ٨، ص ٧.
[٣] ر. ك. الاقبال، ج ٣، ص ٧٩؛ به نقل از آن، بحار، ج ٤٥، ص ٧٢ و ٧٣.