با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٧٤ - ديدار جابر بن عبدالله انصارى با امام عليه السلام
ديدار جابر بن عبدالله انصارى با امام عليه السلام
ابن كثير خبرى مرسل نقل كرده است كه جابر بن عبدالله انصارى رضى الله عنه [١] با امام عليه السلام ديدار كرد و با او سخن گفت، تا شايد بتواند نظر او را از قيام و خروج بر يزيد، باز گرداند: جابر بن عبدالله گفته است: «با حسين سخن گفتم و اظهار داشتم: از خدا بترس و مردم را به جان هم مينداز. به خدا سوگند، بر اين كردار، شما را نخواهند ستود. ولى او با من مخالفت كرد!».
[١]- جابر بن عبدالله انصارى، از اصحاب رسول خدا صلى الله عليه و آله، اميرالمؤمنين عليه السلام، حسن عليه السلام، حسين عليه السلام وسجاد عليه السلام، او در جنگ بدر و هجده غزوه ديگر از غزوههاى پيامبر صلى الله عليه و آله حضور داشت. وى از اعضاى شرطةالخميس و در جنگهاى جمل و صفين با على عليه السلام همراه بود. او از نقيبان دوازدهگانه است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله به فرمان جبرئيل آنان را برگزيد. امام صادق عليه السلام او را از كسانى شمرده است كه پس از پيامبر صلى الله عليه و آله تغيير نكردند و عوض نشدند و دوستى با آنان واجب است. او از كسانى است كه نسبت به پيمان رسول خدا صلى الله عليه و آله مبنى بر دوستى اهل بيت وفادار ماند. او كسى است كه خود را به دست و پاى حسنين عليهما السلام انداخت و آن را مىبوسيد و فضايلشان را بيان مىكرد.
او از قول پيامبر صلى الله عليه و آله نام امامان دوازدهگانه و فضايل و مناقبشان را نقل كرده و گفته است: هر كس آنان را اطاعت كند رسول خدا صلى الله عليه و آله را اطاعت كرده است و هر كس از آنان سرپيچى كند با رسول خدا دشمنى ورزيده است و خداوند به وسيله آنان آسمان را از فرو افتادن بر زمين نگه مىدارد. او كسى است كه امام باقر عليه السلام شفاعت او را در روز قيامت ضمانت كرده است. (ر. ك. مستدركات علم الرجال، ج ٢، ص ١٠١).
او نخستين زاير قبر حسين عليه السلام و صاحب زيارت معروفى است كه بخشى از آن چنين است: اشهد انك ابن النبيّين وابن سيد الوصيّين وابن حليف التقوى، وسليل الهدى وخامس اصحاب الكسا وابن سيد النقباء وابن فاطمه سيدة النساء ومالك لا تكون هكذا وقد غذتك كف سيد المرسلين ورُبيت فى حجر المتقين ورضعت من ثدى الايمان وفطمت بالاسلام، فطبت حيا وطبت ميتا، غير ان قلوب المؤمنين غير طيبةٍ لفراقك ولا شاكة فى حياتك، فعليك سلام الله ورضوانه وأشهد انك مضيت على ما مضى عليه اخوك يحيى بن زكريا ...». (ر. ك. بشارة المصطفى، ص ٧٤). علماى شيعه وى را ستوده و در بالاترين درجه، توثيق كردهاند. براى مثال به موارد زير اشاره مىشود:
- مجلسى (ره) گويد: «او ثقهاست و عظمتش بالاتر از آن استكه نيازبه بيانباشد». (رجال مجلسى، ص ١٧٣).
- مامقانى گويد: «اين مرد بدون شك از ثقههاى بزرگ است ...». وحيد گفته است: «پوشيده نماند كه او چنان منزلت والايى دارد كه نيازى به توثيق ندارد». (تنقيح المقال، ج ١، ص ١٩٩).
- خويى (ره) گويد: «او از چهار تن كسانى است كه دانش ائمه به آنان ختم مىشود!». (معجم رجال الحديث، ج ٤، ص ١٥).